تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
ناديده گرفته وقطع كردند ) ، همچون علّت براي درستى نفرين بر قريش است ، وهمين جمله به منزلهء صغراى قياس مضمر نيز هست ، وكبراى مقدّر چنين است : وهر كس مرتكب چنين اعمالي شود ، أو شايستهء نفرين است . مقصود امام ( ع ) از پسر مادرش ، پيامبر خدا ( ص ) است ، زيرا هر دو ، پسران فاطمه ، دختر عمرو بن عمران بن عائذ بن مخزوم ، مادر عبد اللّه وأبو طالبند . ولى امام ( ع ) نفرمود : پسر پدرم ، زيرا غير از أبو طالب ، عموهاى ديگرش در نسبت به عبد المطّلب شركت داشتند . بعضي گفته‌اند : چون مادر امام ( ع ) ، فاطمة بنت أسد ، در زمان كودكى پيامبر ( ص ) موقعى كه آن حضرت يتيم ودر كفالت أبو طالب بود ، از أو پرستارى مىكرد ، پس در حقيقت به منزلهء مادر أو بوده ، از اين رو به مجاز پيامبر ( ص ) به عنوان پسر به أو نسبت داده شده است « 1 » . ( 63540 - 63459 )

سوم : عبارت : « وامّا ما سئلت عنه . . . »

( واما آنچه را كه در مورد آن از من سؤال كردى ، تا آخر ) تقرير پرسش وپاسخ است ودر اين بخش از نامه به چند مورد از فضايل خود ، توجّه داده است : 1 - به نيروى ديني خود نسبت به كساني كه پيمان الهى را وقعى ننهاده وپيمان شكنى كرده‌اند . 2 - شجاعت خود را ، كه نه انبوه مردم پيرامونش با وجود آن شجاعت ، باعث زيادى عزّت ، ونه پراكنده شدن آنها موجب ترس ووحشت أو خواهد شد ، وبا وجود چنان شجاعتى ، جايى براي ترس ، ناتوانى وتسليم به دشمن نمىماند ، ولى با اين همه ، آن بزرگوار همچون گويندهء آن شعر است . شعر به عبّاس بن
هامش
( 1 ) نقل كرده‌اند ، كه چون فاطمه همچون مادر مهربانى از پيامبر ( ص ) پرستارى مىكرد ، از آن رو ، پيامبر ( ص ) در بارهء أو فرموده است : « فاطمة امّى بعد امّى » فاطمه : بنت أسد ، بعد از مادرم ( آمنه ) ، مادر من است - م .