( 2037 ) 37 - از نامههاى امام ( ع ) به معاوية
فَسُبْحَانَ اللَّهِ - مَا أَشَدَّ لُزُومَكَ لِلْأَهْوَاءَ الْمُبْتَدَعَةِ وَالْحَيْرَةِ الْمُتَّبَعَةِ - مَعَ تَضْيِيعِ الْحَقَائِقِ وَاطِّرَاحِ الْوَثَائِقِ - الَّتِي هِيَ لِلَّهِ طِلْبَةٌ وَعَلَى عِبَادِهِ حُجَّةٌ - فَأَمَّا إِكْثَارُكَ الْحِجَاجَ فِي ؟ عُثْمَانَ ؟ وَقَتَلَتِهِ - فَإِنَّكَ إِنَّمَا نَصَرْتَ ؟ عُثْمَانَ ؟ حَيْثُ كَانَ النَّصْرُ لَكَ - وَخَذَلْتَهُ حَيْثُ كَانَ النَّصْرُ لَهُ ( 63592 - 63548 )
[ ترجمه ]
« اما بعد خدا را از هر عيب ونقصى منزه مىدانم ، چه قدر تو پيرو خواهشهاى نفساني تازه وگرفتار هوا وهوسهاى پياپى هستى با تباه سازى حقيقتها وپشت پا زدن به پيمانهايى كه خواست خدا وراهگشاى بندگان خداست .
امّا جار وجنجال فراوان تو در مورد عثمان وقاتلانش ، تو موقعى عثمان را يارى كردى كه به نفع خودت بود ولى هنگامى كه براي أو سودى داشت ، أو را خوار وتنها گذاشتى ويارى نكردى . » .
[ شرح ]
مىگويم ( ابن ميثم ) : آغاز اين نامه چنين بوده است :
براستى دنيا ، موجودى شيرين ، سرسبز ، آراسته وخرّم است ، كسى به دنيا نرسيده مگر اين كه أو را از هر چه براي أو سودمندتر بوده بازداشته است ، در صورتي كه ما را به آخرت فرمان داده وواداشتهاند .
اى معاوية ! آنچه را كه ناپايدار است ترك كن وبراي جاودانگى كار كن ، از مرگى كه سر انجام با أو روبرو مىشوى ، وحسابي كه پايان كارت با آن است ،