مركب امكان ندارد ، امّا داستان من داستان برادر بنى سليم است كه گفته :
اگر از من بپرسى كه چگونهاى ؟ براستى من بر سختى روزگار بسيار شكيبا واستوارم .
گران است بر من كه از خود غم واندوهى نشان دهم ، تا در نتيجة دشمن شاد ودوست غمگين شود . »
[ شرح ] منظور وهدف اين فصل چند مطلب است :
( 63419 - 63370 )
اوّل : عبارت : فسرّحت . . . ما نجا
شرح حال دشمن است ، كه بر يكى از كارگزارانش هجوم كرده بود وامام ( ع ) سپاهى از مسلمانان را به جانب أو گسيل داشت ، دشمن پس از اطّلاع از روآوردن سپاه به طرف أو فرار كرد ، امّا پس از اين كه سپاه امام ( ع ) رسيد ، اندكى به نبرد پرداختند ، آن گاه با دشوارى ومشقّت زيادى توانستند نجات پيدا كنند ودور شوند . ألفاظ اين عبارت فصيحترين عبارتهاى اين نامه است . كلمات : هاربا ، نادما ، حريضا ، حال مىباشند .
عبارت : كلا ولا ، تشبيهى است به شيء اندك ناپايدار ، توضيح آن كه :
لا ولا دو كلمهء كوتاهى هستند كه زود قطع مىشوند وكمتر در گفتگوى بين دو نفر شنيده مىشوند : بنا بر اين نبرد دشمن را با سپاهى كه امام ( ع ) فرستاده بود ، به آن دو كلمه تشبيه كرده است ، مانند شعر ابن هانى مغربى كه مىگويد : أو در چشم از يك لحظه هم زودتر ودر گوش از : لا ولا ، كوتاهتر است .
موقف ، مصدر ميمى است ، يعنى آن نبرد ، نبرد يك ساعتهاى بيش نبود .
بعضي عبارت را : لا وذا نقل كردهاند .
لأيا : مصدر ( مفعول مطلق ) وعامل آن محذوف ، وماء مصدري در محل فاعل است تقدير جمله چنين است : فلأيى لأيا نجاؤه ، يعنى دشوار وكند بود .
عبارت : بلأى : دشواريى مقرون به دشوارى .