( 63434 - 63420 )
دوم : عبارت : دع عنك . . . ابن امّى
به منزلهء پاسخ به جملهاى است كه در آن از قريش وكساني كه از آن مردم به معاوية پيوستند ياد كرده است ، پس به عقيل از باب خشم بر آنها امر مىكند كه از آنها نام نبرد . وأو در عبارت : وتركاضهم ، ممكن است به معنى مع باشد ، واحتمال دارد حرف عطف بوده باشد . كلمه : التّركاض ، را براي آنها [ قريش ] استعاره آورده است ، از آن رو كه أذهان ايشان در گمراهى از راه خدا وفرو رفتن ايشان در باطل ، بدون توقّف مىشتابد . وهمچنين كلمات : النّجوال ، واجماح ، استعاره است به اعتبار مخالفت زياد آنان با حقّ وجنب وجوش در سرگردانى ، وبيرون رفتن از راه عدالت كه مانند اسبى در حال تاخت وتاز بودند .
( 63446 - 63435 )
عبارت : فانّهم . . . رسول اللّه :
زيرا آنان . . . پيامبر خدا ( ص ) ، به منزلهء صغراى قياس مضمرى است كه بدان وسيله به عقيل توجّه داده است كه خيرى در قريش نيست وبايد از آنها دورى كرد ، وكبراى مقدّر نيز چنين است : وهر كه اين طور باشد ، واگذاشتن أو ودورى از أو واجب ولازم است ، زيرا اميد خيرى در أو نيست . امّا معنى حقيقي صغرى روشن است ، زيرا قريش از زماني كه مردم به آن حضرت بيعت كردند تصميم قطعي - به دليل كينه ، حسد وبغضي كه نسبت به امام داشتند - بر نبرد با آن بزرگوار گرفته وبر ستيز با وى متّحد شده بودند ، همان طور در آغاز اسلام با پيامبر خدا ( ص ) چنين حالتي را داشتند ، واين دو حالت در هيچ جهتي با هم فرق وتفاوتى ندارند .
( 63450 - 63447 )
عبارت : فجزت قريشا علىّ الجوازي :
( عقوبتگران به جاى من ، قريش را به كيفر رسانند ، ) نفرينى است بر آنها كه به مانند كارى كه خود آنها كردهاند ، از قبيل قطع رحم ، ونفى امام از زمامدارى اسلام وخلافتي كه أو شايستهتر بود ، كيفر داده شوند ، اين عبارت به منزلهء ضرب المثلى در آمده است .
( 63458 - 63451 )
عبارت : فقد قطعوا رحمي
( آنان رابطهء خويشاوندى مرا ( با پيامبر ( ص ) )