[ شرح ]
مىگويم ( ابن ميثم ) : احتسبت كذا عند اللّه ، يعنى از أو درخواست اجر ومزد مىكنم الحسبة ، به كسر حاء يعنى اجر ومزد .
الشّهادة : كشته شدن در راه خدا . استشهد : گويا أو نزد خدا حضور يافته است . ( 63254 - 63249 ) محور وهدف اين نامه چند مطلب است :
اوّل : اطلاع دادن به ابن عباس ، از تصرّف مصر به وسيلهء سپاه معاوية .
( 63277 - 63255 ) دوم : خبر دادن به ابن عباس از كشته شدن محمد بن أبي بكر ، تا أو نيز در اندوه اين سوگ با امام شريك باشد ، وابراز ستايش در ضمن اظهار غم واندوه نسبت به أو . واژههاى ولدا ، عاملا ، سيفا وركنا همگى نقش حال را دارند ، وناميدن أو [ محمد ] به عنوان فرزند به اعتبار تربيت وى در دامن خود - همچون فرزند خود - از باب مجاز است ، توضيح آن كه وى ربيب امام ( پسر همسرش ) بود ، مادرش أسماء دختر عميس خثعمىّ بود ، كه قبلا همسر جعفر بن أبي طالب بود ، وبا أو به حبشه مهاجرت كرد ، ودر حبشه ، محمّد ، عون وعبد اللّه از أو به دنيا آمدند ، وپس از اين كه جعفر به شهادت رسيد ، أبو بكر با وى ازدواج كرد ، واين محمد از أو به دنيا آمد . هنگامى كه همسرش أبو بكر از دنيا رفت ، علي ( ع ) أو را به همسرى گرفت واز أو يحيى بن علي به دنيا آمد . كلمهء : سيف ( شمشير ) را به اعتبار نابود ساختن وحمله كردن أو بر دشمن استعاره از وى آورده است . وبا استعمال لفظ قاطع ( برّان ) ، وهمچنين كلمهء : ركن ( ستون ) ، صنعت ترشيح به كار برده است ، از آن رو كه در پيشامدها به أو مراجعه مىكرد وبدان وسيله گرفتارى را برطرف مىساخت . وكلمهء : دافعا ( برطرف كننده ) ، نيز از باب ترشيح است .
( 63309 - 63278 ) سوم : اطّلاع دادن به ابن عبّاس از وضع خود با مردم به عنوان شكوه وگله از ايشان ، زيرا آن بزرگوار ، آنان را به پيوستن بر محمد بن أبي بكر ويارى أو ترغيب كرد ولى آنها گوش ندادند ، ونيز به دليل وسبب كوتاهى كردن هر كدام از آنها