( 63181 - 63133 )
دوم : عبارت لم افعل ذلك . . . ناقما ،
چيزى شبيه به عذرخواهى از محمد بن أبي بكر است ، كوتاهى وسهل انگارى در تلاش وكوشش ونظاير آن را كه شايد محمد بن أبي بكر تصوّر مىكرد باعث عزل أو شده است ، از أو نفى كرده ، وپس از آن به وى وعده داده است ، بر فرض پايان يافتن موضوع عزل وى ، أو را به كارى برگمارد كه زحمت ورنجش كمتر وفرمانروايى آن گواراتر از حكومت مصر باشد . تا از طريق تشويق أو را به كارى بهتر از حكومت مصر وادارد وآرامش قلبي به أو دهد . آن گاه به انگيزهء خود در فرستادن اشتر ، اشاره فرموده است ، كه أو به دليل داشتن صفات پسنديدهء مذكور ، در خور ستايش امام ( ع ) بوده است ، وآن صفات عبارت از خيرخواهى وى براي امام ، وسختگيرى وپرخاشگرى وحملهور بودن نسبت به دشمن است ، در صورتي كه محمد هر چند در مورد اوّل در خور بوده است ، امّا در مورد دوم ، ضعيف بود .
( 63200 - 63182 )
سوم : عبارت : فرحمه اللّه . . . الثّواب له ،
اطّلاع از مرگ مالك اشتر وخورسندى امام ( ع ) از اوست ، از آن رو كه مبادا ابراز سرزنشى نسبت به أو نمايد .
( 63232 - 63201 )
چهارم : جملهء : فاصحر از شهر بيرون شو تا آخر نامه ،
فرمان آمادگى براي مقابلهء با دشمن ودستور بيرون شدن أو از شهر است ، تا أو احساس توانمندى كند ، نه مخفى شدن در ميان شهر كه باعث احساس ناتوانى است ، ديگر اين كه در نبرد خود با دشمن از روى برهان وبينش در تشخيص حق باشد ، وصفت دامن به كمر زدن را كناية از آمادگى براي نبرد آورده است ، وديگر آن كه با سخن دلاويز وپند واندرز نيكو وبه نيكوترين روش مجادله ، ديگران را به راه پروردگارش بخواند ، وزياد از خداوند كمك بخواهد ، زيرا روى دل به جانب اوست ، وكمك طلبيدن از أو براي يارى رساندن به أو ودفع كردن مهمترين عمل دشمن از أو وكمك به أو در برابر سختيهايى كه مبتلا مىشود ، باعث آمادگى وزمينهساز است . توفيق ونگهدارى از لغزش از جانب خداست .