باز دارد ، واين سخن از فصيحترين كنايهها در مورد پوشش است . « من » زايد وشايد براي تبعيض باشد . وبر ضرورت پوشش آنها به وسيلهء قياس مضمرى توجّه داده است كه صغراى آن جملهء : زيرا سختگيرى حجاب براي ايشان نتيجهء پايدار دارد ، يعنى براي پوشش وپاكدامنى پايدارتر است تا بيرون رفتن از خانه وآرايش كردن وبراي حفظ آنها استوارتر مىباشد ، وكبراى مقدّر آن چنين است : وهر چه اين طور باشد بايد انجام داد .
سوم : أو را هشدار داده است تا مبادا در وارد كردن كسى كه در مورد ايشان [ زنان ] به أو اطمينان ندارد ، سهل انگارى كند ، ودر اين مورد تفاوتى ميان مرد وزن نيست ، اين جمله به منزلهء صغراى قياس مضمرى است كه از آن جلوگيرى وممانعت مستفاد مىشود ، ودر حقيقت چنين است : اجازهء ورود دادن به كساني كه اطمينان به آنها نيست ، برابر گرايش دادن زنان به فساد يا بدتر از آن است ، وكبراى مقدّر نيز چنين مىشود : وهرگاه اين طور باشد ، اجازهء ورود نبايد داد . علت اين كه در بعضي از موارد ورود افراد نامطمئن بيشتر موجب فساد مىشود ، آن است كه در اين صورت ، مجال بيشترى مىيابند تا با زنان خلوت كنند ودر بارهء خواستهء فاسد خود همصحبت شوند .
چهارم : أو را امر كرده است تا وسايل آشنايى ميان زن وديگران را نابود سازد ، زيرا آشنايى آنها با ديگران زمينهساز فساد است . البتة به قرينهء حاليه درمىيابيم كه كساني مانند پدر و . . . محرم واز شمول سخن امام خارجند . واين كه اين دستور را مشروط بر توانايى كرده ، از آن روست كه گاهى به هيچ نوع امكان ندارد ، جلو آشنايى آنها را با ديگران گرفت .
پنجم : أو را از سپردن اختيار أمور زن در مورد خوردنى ، پوشيدنى ونظاير آن ، بيش از اندازه به دست خود ، وبالاتر از اينها مانند واسطه شدن وشفاعت براي ديگران ، نهى كرده است . وبراي صلاحيّت نداشتن زن نسبت به چنين كارى
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 102
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص١٠٢