تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
بگو ! من گمان كنم كه عقل تو برابر عقل همهء رعيّت بلكه هنوز بيشتر است ، أو در جواب گفت : چيزى كه در پيشرفت كارها اثر زيانبخشى دارد ، برگشتن راه وروش پادشاه نسبت به ملّت ، وروا داشتن ظلم وجور بر آنهاست انوشيروان گفت : رحمت خدا بر پدرت با اين عقل ، تو پادشاهان را شايستهء آن ديدى كه آنها تو را بدان شايسته ديدند ، وآن درّ را به وى داد وأو گرفت در دهان خود نهاد . ( 62745 - 62736 ) بيست وششم : أو را توصيه كرده است كه اگر قصد رفتن به راهى را دارد ، از أحوال رفيقي كه در آن راه است جويا شود به اين منظور كه اگر أو شخص بدى است از أو دورى كند ، واگر فرد خوبى است با أو همراه شود . زيرا همراه يا صميمى وخالص است ويا چون آتشى سوزان است ، وهمچنين ، موقعى كه قصد سكونت در منزلي را دارد ، به خاطر همان منظور ، از همسايه جويا شود . اين مطلب را به صورت روايت مرفوعه « 41 » نقل كرده‌اند . ( 62759 - 62746 ) بيست وهفتم : أو را از گفتن سخن مضحك ، از خود يا از قول ديگران ، بر حذر داشته است از آن رو كه اين كار باعث خوارى وكاستى هيبت وشكوه انسان در برابر ديگران است . ( 62850 - 62763 ) بيست وهشتم : أو را در مورد زنان به چند چيز سفارش كرده است : اوّل : زنهار از مشورت با آنها ، وبر ضرورت اين زنهار به وسيلهء قياس مضمرى توجّه داده است كه صغراى آن عبارت : زيرا انديشهء آنان . . . سست است مىباشد . از آن رو كه در خردهايشان كاستى است ، وكبراى مقدّر آن نيز چنين است : وهر كه چنين باشد شايسته است از مشورت با أو پرهيز شود ، زيرا سستى اراده باعث اشتباهكارى ونرسيدن به جهت مصلحت در مورد مشورت است . دوم : چشمهاى آنان را به وسيلهء حجاب وپوشش از ديدار نامحرمان
هامش
( 41 ) روايت مرفوعه روايتي است كه أسامي راويان آن در سلسله سند ذكر نشده ونام برده نشده‌اند - م .