هامش
- به صاحب عرش وپيامبرش كافر شديد . گويا هيچگاه پيامبرى بر شما نيامده است . خداى عرش شما را هلاك كند ، اى بدترين گروهها . ودر روز رستاخيز بانگ نالهء شما در صحراى سوزان معاد بلند باشد .
( 6 - 6 ) . [ قريب به اين مضمون در ناسخ التواريخ سيّد الشهدا عليه السّلام ، 3 / 107 ، 109 - 111 نيز ذكر شده است ] .
( 7 ) . أخنى على لبد : اشاره به قصهء لقمان أكبر ولبد نام نسر هفتم است كه بعد از مرگ لقمان الأكبر هلاك شد .
خلاصه معنى : « روزگار بزرگان مرا نباود كرد وحسرت وسوزش دل مرا زياد كرد . مردم پستى كه مىدانستند ما دختران پيغمبريم ، بر ما حمله كردند وما را مانند أسيران بر شتران بىمحمل مىگردانند . واي بر شما كافران گمراه ! »
( 8 ) . كتبه جمع كاتب : نويسندگان ومنشيان .
( 9 ) . شخودن ( به فتح اوّل بر وزن نمودن ) : خراشيدن به ناخن ودندان است . بشخود فعل ماضي آن است .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السّلام ، 1 / 341 - 355
اوّلا بايد دانست كه از آنگاه كه آدم صفى عليه السّلام به عرصه وجود خراميده است ، تاكنون بر هيچ زن اين چند اندوه ومحن فرود نيامده است . گويا عنصر مباركش را با آب رنج ومحنت وبلا ورزيت آفريدهاند ومانند اين صديقه صغرى وعارفه كبرى در ملاقاة چنين نوائب عميا در صفحه غبرا نخراميده است . از أوان طفوليت تا پايان روزگار غمگين ودلفكار بگذرانيد ؛ گاهى به مصيبت جدش جناب خاتم الأنبياء وگاهى به ماتم مادرش فاطمهء زهرا ووقتي دچار رزيّت پدرش على مرتضى وزماني گرفتار بليت برادرش حسن مجتبى وتمام عمر اندوهمند شهادت جناب خامس آل عبا وساير شهدا عليهم السّلام بود .
بهعلاوهء ديدار اين مصيبات ، دچار آن بليات نيز بيامد كه حمل هريك را أرضين وسماوات عاجزند ؛ چه روزها وشبها با رنج وتعب بديد وچه رنجها وكربتها دريافت . اگر بنگرند ، بدانند كه بر مثل چنين مخدرهء عالمه فهمه عارفه كامله شب وفات رسول خدا وفاطمهء زهرا وحسن مجتبى وجناب سيّد الشهدا صلوات اللّه عليهم وشب وداع مدينهء طيبه وشب مفارقت از مكّه معظمه وشب عاشورا وشب يازدهم محرم وشبى كه در كناسه كوفه بودند .
وشب ورود به خرابه كوفه وشبهاى طي منازل راه شام وشبى كه به شام وارد مىشدند وشبى كه به حضور ابن زياد ويزيد ببايد بامدادش حاضر شوند وآن شبها كه سر به بالين مىنهادند وروزش دچار چه بليات شده بودند وشبهايى كه در معاودت شام تا به كربلا وتوقف به كربلا وحركت از كربلا تا به مدينه وورود مدينه ووفات دختر امام حسين عليه السّلام در شام بر ايشان بر گذشته چگونه بگذشته است كه هر شبش روزگار عالمي را سياه مىكند ؟ ؟ ؟
اين است كه آن حالت بردبارى وتحمل ورضاى به قضاى حضرت بارى وتوكل وتفويض تام كه در آن حضرت بود ، احتمال اين بارهاى غم ومصيبت فرمود ودر كل اين مشغله ومصيبتهاى پىدرپى ، هيچگاه از مراسم عبادت وطاعت غفلت نمىورزيد .
چنانكه در كتاب بحر المصائب مسطور است كه علي بن الحسين عليهما السّلام فرمود : عمهام زينب با آن كثرت رنج وتعب از كربلا تا به شام به نافلهء شب قيام واقدام داشت وبا آن حال گرفتارى وپرستارى عيال وتحمل زارى أطفال وتفقد أحوال جمعى پريشان روزگار از مراسم عبادت غفلت نداشت . -