تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 985

مساهمون:

ص٩٨٥
هامش
- ونيز مىنويسد : هم‌چنان راه بسپردند تا به دمشق نزديك شدند واين وقت راه بگردانيدند وبه قصر بنى مقاتل روى نهادند وآن مشك آب كه با خويشتن داشتند ، پاره شد وآب بريخت ( 1 ) ودر آن روز بسيار گرم عطش بر ايشان دچار افتاد وابن سعد جمعى را در طلب آب فرستاد وهم فسطاط خود را برافراخت وأهل بيت را در آن بيابان ، در آن آفتاب تابان بيفكندند . حضرت زينب سلام اللّه عليها در سايهء شترى به پرستارى علي بن الحسين عليهما السّلام كه از شدت عطش به هلاكت مشرف بود ، نشسته وبا بادبزنى پرستارى مىفرمود وهمى گفت : « اى برادرزاده ! سخت بر من گران است كه تو را با اين حال بنگرم ( 1 ) . » معلوم باد قصر بنى مقاتل ما بين مكّه وكوفه بود وگاهى كه جناب سيّد الشهدا عليه السّلام از مكّه به جانب كوفه سفر مىكرد ، در آن جا منزل مىفرمود ؛ مگر اين‌كه گوييم ، قصر مقاتل در دو مكان است ؛ يا در قلم كتّاب سهوى رفته [ است ] . ( 1 ) در بحر المصائب مسطور است كه در يكى از منازل شام ، دخترى از امام حسن عليه السّلام از شتر به زير افتاده وبه عادت مستمره كه هر يك را چون صدمتى رسيدى ، به حضرت زينب التجأ مىبردى ، فرياد : يا عمّتاه ! يا زينباه ! بركشيد . آن حضرت مضطربانه از فراز شتر به زير آمد وناله‌كنان به أطراف بيابان نظر همى فرمود وچون أو را دريافت ، از هوش بشدة وچون نيك نگران شد ، از زحمت پاى شترها بمرده بود ؛ چنان نالهء : وا ضيعتاه ! ووا غربتاه ! ووا محنتاه ! بركشيد كه آسمان وزمين را متزلزل گرداند ؛ واللّه تعالى اعلم ( 1 ) . همانا أهل خبر را در شمارهء منازل واختلاف أسامي منازلى كه أهل بيت را از كوفه تا به شام سفر دادند ، حكايات واختلافات بسيار است ودر هر منزلي داستان‌ها كرده‌اند واز سر منور حضرت سيّد الشهدا وأهل بيت آن حضرت صلوات اللّه عليهم كرامات ومعجزات مذكور داشته‌اند كه در اين كتاب مقام نگارش نداشت ودريافت صحت اخبار وعلم به اين‌كه كدام يك صحيح وبلا ريب است ، به اجتهاد كامل نيز به دست نيايد . چه ممكن است در آن وقت پاره‌اى منازل بوده وبعد از آن خراب شده ويا در آن زمان جاده متعارف ومسلوك خلق بوده وبعد از آن ، راهى ديگر مقرر شده است . يا أسامي پاره‌اى بلدان ومنازل تغيير كرده است . همين‌قدر مىتوان گفت كه اگر در مدت چهل روز برفته باشند ، از بيست منزل افزون پيموده‌اند . چه جز اين ممكن نمىگشت وحركت نسوان وأطفال وامام بيمار محال مىنمود . چه يزيد همى خواست ايشان را به شام درآورد . اگر مىخواستند با اين سرعت وشدت حركت كنند ، أغلب ايشان تباه مىشدند واين معنى مسلم است كه همه به سلامت به دمشق رسيدند وبه سلامت از دمشق بيرون شدند وبه سلامت وارد مدينهء طيبه شدند . ( 1 - 1 ) . [ مجموعه اين اخبار به نقل از ناسخ التّواريخ در كتاب رياحين الشريعة ، 3 / 148 - 151 ، 153 تكرار شده است ] . ( 2 - 2 ) . [ قريب به مضمون اين مطلب در ناسخ التواريخ سيّد الشهدا عليه السّلام ، 3 / 102 تكرار شده است ] . ( 3 ) . لوعة : سوزش عشق وهجران . ( 4 ) . [ ناسخ التّواريخ سيّد الشّهدا عليه السّلام : أيديكم ] . ( 5 ) . آيا به جبر وزور ما شهره آفاق باشيم وحال آن‌كه پدر ما همان كسى است كه خداى جليل بدو وحى آورد ؟ شما -