تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 976

مساهمون:

ص٩٧٦
هامش
-ساد العلوج فما ترضى بذا العرب * وصار يقدم رأس الأمّة الذّنب ( 4 ) يا للرّجال لما يأتي الزّمان به * من العجيب الّذي ما مثله عجب آل الرّسول على الأقتاب عارية * وآل مروان يسري تحتهم نجب ( 5 )اين هنگام أهل سيبور انجمن شدند وپيران وجوانان گرد آمدند . شيخى سالخورده از ميان برخاست وأو از آن مردم بود كه ادراك صحبت عثمان بن عفان كرده بود . گفت : « خداوند انگيزش فتنه را مكروه مىدارد . شما برنياشوييد وفتنه را بر نياغاليد ( 6 ) . همانا اين سر را در تمام أمصار وبلدان طواف داده‌اند وهيچ كس با ايشان قرع باب خلاف نفرموده . شما را چه افتاده [ است ] كه از در مدافعت بيرون شويد وتأسيس مقاتلت كنيد ؟ بگذاريد تا از بلد شما نيز درگذرانند . » جوانان گفتند : « لا واللّه هرگز نگذاريم كه اين قوم پليد به قدوم خويش بلد ما را آلايش دهند . » ودر زمان بشتافتند وقنطرهء ( 7 ) عبره را از آب قطع كردند وساختهء جنگ شدند وشاكي السلاح ( 8 ) بيرون تاختند . خولى با انبوهى از لشكر به مقاتلت ايشان برنشست وجنگ درپيوست ودر ميان هر دو لشكر حرب برپا ايستاد ورزمى صعب برفت . 600 تن از لشكر ابن زياد دستخوش تيغ فولاد شد وجماعتى از جوانان سيبور نيز رهينه خاك گشت . امّ كلثوم عليها السّلام گفت : « اين بلد را نام چيست ؟ » گفتند : « سيبور » . فقالت : أعذب اللّه تعالى شرابهم وأرخص أشعارهم ورفع أيدي الظّلمة عنهم . فرمودند : « خداوند گوارا كند آب ايشان را وارزان كناد خوردنى وپوشيدنى ايشان را وباز دارد دست ستمكاران را از ايشان . » أبو مخنف گويد : از آن پس اگر جهان همه به جور وستم انباشته شدى ، در أراضي ايشان جز آيت نعمت وبذل ورأيت قسط ( 9 ) وعدل افراشته نگشتى . [ . . . ] چون لشكريان مردم حمص را كه داناى نبرد وتواناى آورد بودند ، ساختهء مبارزت ومناجزت ( 10 ) ديدند ، دهشت‌زده ( 11 ) وبيمناك از آن جا كوچ دادند وطريق بعلبك ( 12 ) پيش داشتند وبه حاكم بعلبك نگاشتند كه : « اينك سرهاى خوارج وأهل بيت ايشان است كه به درگاه أمير يزيد بن معاوية حمل مىدهيم . علف وآذوغه مهيا كن وما را تلقى فرما . » حاكم بعلبك فرمان داد تا جاى آسايش وآرامش از بهر ايشان بپرداختند وسويق وسكر ( 13 ) وديگر مأكول ومشروب مهيا ساختند ودفوف ( 14 ) بنواختند ورايت‌ها برافراختند وباد در بوقات دردميدند وآن‌گاه فرمان را پذيره كردند ودرآوردند . امّ كلثوم عليها السّلام فرمود : « اين بلد را نام چيست ؟ » گفتند : « بعلبك . » فقالت : « أباد اللّه تعالى خضراءهم ولا أعذب اللّه شرابهم ولا رفع أيدي الظّلمة عنهم » . فلو أنّ الدّنيا كانت مملوّة عدلا وقسطا لما أنالهم إلّا ظلما وجورا . يعنى : خداوند هلاك كناد خضرت ونضرت ( 15 ) ايشان را وگوارا نفرماياد آب ايشان را ونيروى ستمكاران را از ايشان كم نكناد . -