تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 935

مساهمون:

ص٩٣٥
هامش
- فرمود : « برادرى از خود بزرگ‌تر داشتم كه به دست شما مقتول گشت ومن بامداد قيامت خونش را از شما مىجويم . » عبيد اللّه زياد گفت : « أو را خدا بكشت ، نه ما . » فرمود : « اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها ، وما كان لنفس أن تموت إلّا بإذن اللّه . » عبيد اللّه گفت : « تو نيز سوگند به خدا از آنان باشى . » پس از آن گفت : « احتياط نماييد كه اين پسر به سن بالغ است يا نيست ؟ » از أهل مجلس ، مروان بن معاذ الأحمرى احتياط كرده وگفت : « ادراك زمان بلوغ فرموده است . » عبيد اللّه به قتل آن حضرت فرمان كرد . پس زينب دختر أمير المؤمنين عليهما السّلام بروى درآويخت واين كلمات كه مذكور گشت ، بگفت وعبيد اللّه از خون آن حضرت درگذشت . در امالى مسطور است كه بعد از اين كلمات ، ابن زياد فرمان كرد تا ديگرباره ايشان را به زندان بازگرداندند وجمعى را براي رساندن اين بشارت به أطراف واكناف روان داشت . آن‌گاه حكم داد كه أسرا أو وسر مطهر امام حسين را به جانب شام حمل كنند . ( 1 ) . سجّاعه : زن بسيار توانا بر ايراد كلامي كه مسجّع ومقفّا باشد . سپهر ، ناسخ التّواريخ حضرت سجّاد عليه السّلام ، 2 / 141 - 144 شيخ مفيد رحمه اللّه گفته است : عيال حسين را نزد ابن زياد بردند وزينب هم ناشناس با جامه‌هاى بسيار پست با آن‌ها بود . در روايت طبري است كه زينب جامه‌هاى پست خود را پوشيد وخود را ناشناس كرد وكنيزان گرد أو را گرفتند . شيخ مفيد گفته است : زينب گذشت تا در گوشه قصر نشست وكنيزان گرد أو حلقه زدند . ابن زياد گفت : « اين زن كه با زنان خود گوشه‌اى نشست ، كي بود ؟ » زينب جوابش نگفت . دوباره وسه‌باره پرسيد . يكى از كنيزان گفت : « اين ، زينب ، زادهء فاطمه دختر رسول خدا است . » ابن زياد به أو رو كرد وگفت : « حمد خدا را كه شما را رسوا كرد وكشت وپديدهء شما را دروغ درآورد . » زينب فرمود : « حمد خدا را كه ما را به پيغمبرش گرامى داشت واز پليدىها به نهايت پاكيزه كرد . همانا فاسق رسوا مىشود وفاجر دروغ مىگويد وأو جز ماست والحمد للّه . » ابن زياد گفت : « خدا با خاندانت چه كرد ؟ » فرمود : « براي آن‌ها شهادت را مقدر كرده بود وبه آرامگاه خود رسيدند وخداى تعالى ميان تو وآن‌ها جمع كند ودر برابر حضرت أو با تو محاكمه ودادخواست كنند . » در روايت سيّد است كه فرمود : « من جز نيكى چيزى نديدم . اين‌ها مردانى بودند كه خدا براي آن‌ها شهادت مقدر كرده بود وبه آرامگاه خود بسيج شدند وخدا ميان تو وآن‌ها جمع كند وتو محاكمه و -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 935 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية