تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 927

مساهمون:

ص٩٢٧
هامش
- اگر مىخواهى أو را بكشى ، مرا نيز با أو بكش . » ابن زياد به جانب زينب سلام اللّه عليها نگران شد وگفت : « عجب است از استحكام واتحاد رشتهء خويشاوندى . سوگند به خداى چنان گمان مىبرم كه زينب دوست همى دارد كه أو را به جاى على بكشم . دست بازداريد از على « فانّي أراه لما به مشغول » ؛ چه من أو را به آن حال مرض وسختى بيمارى كه نگران هستم ، مشغول مىنگرم ؛ يعنى همان مرض واندوه كه جان أو را كاستن همى كند از بهرش كافى است . » اين وقت امام زين العابدين به عمه‌اش فرمود : « اى عمه ! خاموش باش تا من با وى سخن كنم ( 1 ) . » معلوم باد كه نقلهء اخبار را در ورود أهل بيت أطهار به مجلس ابن زياد ومكالمات با ابن زياد اختلاف است . صاحب عمدة الطالب از مقدمات اين خبر ومكالمات ابن زياد با زينب نمىنگارد . همين‌قدر گويد : چون ابن زياد خواست علي بن الحسين عليهما السّلام را به قتل رساند ، زينب عليها السّلام برپا شد وبه علي بن لحسين درآويخت وفرمود : « اگر لابد اين كار خواهد شد ، مرا نيز با وى بكش . » ابن زياد گفت : « عجبا للرّحم ! سوگند به خدا دوست مىدارد كه أو را با علي بن الحسين مقتول دارم . » واز آن حضرت دست بداشت وبا حضرت زينب پاره‌اى آن مكالمات مذكوره را بگذاشت وجناب زينب خاتون سلام اللّه عليها فرمود : « لقد قتلت كهلي وقطعت فرعي واجتثثت أصلي فإن كان بهذا شفاؤك فقد اشتفيت . » چون اين كلمات به‌پا رفت ، ابن زياد گفت : « همانا زنى سجاعه است . قسم به جان من ، پدرت نيز سجّاع وشاعر بود . » فرمود : « ما للمرأة والسجاعة » ؛ يعنى : « زن را با سجاعت چه‌كار است ؟ » وبه روايت سبط بن جوزي در تذكره ، چون ابن زياد گفت : « چگونه علي بن حسين أصغر ، يعنى امام زين العابدين عليه السّلام به سلامت برست ؟ أو را به قتل برسانيد . » زينب بنت على عليهما السّلام بر أو بانگ زد : « اى پسر زياد ! آن خون‌ها كه از ما بريختى ، تو را كافى است . اگر مىكشى أو را ، مرا نيز با وى بكش ! » وگويد به روايت ابن هشام در آن مجلس ، پسر زياد با زينب سلام اللّه عليها گفت : « الحمد للّه الّذي فضحكم ؛ إلى آخره . » وحضرت زينب خاتون سلام اللّه عليها فرمود : الحمد للّه الّذي أكرمنا بمحمّد وطهّرنا به تطهيرا وإنّما يفتضح ويكذب الفاجر وإنّ اللّه كتب القتل على أهلنا فبرزوا إلى مضاجعهم وسيجمع اللّه بيننا وبينكم فتحاكم‌بين يديه . ( 2 ) وبه روايت صدوق عليه الرحمة در امالى ، ابن زياد عليه اللعنة علي بن الحسين عليه السّلام زنان را فرمان كرد تا به مجلس أو درآورند وسر مبارك حسين سلام اللّه عليه را حاضر كنند . پس علي بن الحسين وأهل بيت را از زندان به مجلس آن پليد بياوردند وزينب دختر علي عليه السّلام نيز در ميان ايشان بود . ابن زياد آن كلام مذكور را براند وپاسخ مسطور را بشنيد . آن‌گاه گفت : « كردار خداى را با شما أهل بيت چگونه ديدى ؟ » فرمود : « كتب اللّه عليهم القتل » ؛ إلى آخرها . -