هامش
- لا ينصرون » .
يعنى : پس فرستاديم به قوم عاد بادي سختآواز كه از هيبت صوتش هلاك شدند در روزهاى شوم تا بچشانيم ايشان را عذاب رسوايى وخوارى در زندگانى دنيا وهر آينه عذاب آن سراى رسوا سازندهتر وخواركنندهتر است وايشان در آن روز نصرت نيابند وهيچكس نتواند به يارى ايشان برخاست وعذاب را از ايشان برتافت . »
همانا دختر حيدر كرار سلام اللّه عليهما در اين أشارت باز مىنمايد كه : « به اين قليل مهلت خرسند مباشيد ! چه به عذاب آخرت دچار مىشويد ودر ضمن اظهار كرامت وخبر از غيب مىدهد كه شما در حكم قوم عاد وثموديد . در اين جهان نيز به صرصر حوادث وبليات ونكبات ورنج قتل وخوارى وذلت دچار خواهيد بود به سلطنت وقوت حاليه مغرور وفريفته مشويد ! »
وبه روايتي فرمود : « وأنتم لا تبصرون » ! يعنى : « شماها به واسطه انغمار در بحار جهل وضلالت از مآل حال خويش بىخبريد واز عذاب آخرت به غفلت هستيد ؛ اما بر ما كه بر همه چيز عالم واز أمور مستقبل باخبريم ، پوشيده نيست ووخامت عاقبت شما را بصير وعليم هستيم .
و « خفر عليه يخفر » با خاء معجمه از باب نصر وضرب يعنى پناه وأمان داد أو را و « لا يخفره أي لا يدفعه » ؛ يعنى : « هيچ چيز نتواند أو را مانع ودافع ونگهبان گشت . »
« خفاره » به كسر وضم اوّل به معنى ذمام وعهد است واز اين است خبري كه مىفرمايد : « من صلّى الغداة فإنّه في ذمّة اللّه فلا يخفرنّ اللّه في ذمّته » ونيز « خفر » به معنى « حثّ » و « اعجال » است .
« بدار » به كسر اوّل به معنى مبادرت ومسابقت است ؛ چنانكه خداى تعالى مىفرمايد : « ولا تأكلوها اسرافا وبدارا » ؛ « اى مبادرة ومسابقة وبدار » به معنى شتاب نيز هست .
« ثار » به فتح ثاء مثلثه به معنى خون است وثار به معنى كينه وكينه كشيدن است وگفته مىشود : « هو ثاره أي قاتل حميمه » وگفته مىشود : « وثأرت من فلان » . يعنى : « أدركت ثاري منه ! » ودر حديث وارد است كه چون حضرت قائم عجل اللّه فرجه ظهور فرمايد : « خون حسين عليه السّلام را بجويد ! » وهمى فرمايد :
« نحن أهل الدّم وطلّاب الثار » ؛ يعنى : « ثار وثائر كسى است كه بر هيچ چيز ابقا نكند تا خون خود وقاتل خود را دريابد . » صاحب مجمع البحرين گويد : « أشهد انّك ثار اللّه وابن ثاره . » ممكن است مصحف از يا ثائر اللّه وابن ثائره باشد ؛ واللّه اعلم .
ونيز در پايان خطبه شريفه وخطاب به آن جماعت شقاوت آيت به اين آيت شريفه أشارت كند :إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ ؛يعنى : « به درستى كه پروردگار تو هر آينه در گذرگاه است ؛ يعنى همانطور كه كسى در مرصاد نشسته [ است ] ، مترصد گذرندگان است وهيچچيز از أو فوت نمىشود . از خداى تعالى نيز هيچ چيز از افعال وأقوال بندگان فوت نمىشود . »
همانا حضرت صديقهء طاهره آن جماعت خباثت آيت را با فرعون وأعوان أو همانند فرمايد وطغيان وسركشى وعصيان ايشان را به چنان كسان كه دچار عذاب ونكال جاويدان هستند ودعوى الوهيت كردند ودر كفر بزيستند وكافر بمردند ومرتكب آنگونه معصيت كبيره آمدند كه اميد رستگارى براي ايشان -