تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 873

مساهمون:

ص٨٧٣
هامش
- ايشان را در اين افعال خود وتوبيخ ايشان به آن زن حمقا همانند مىگرداند وسعى ايشان را جز در خرابى بنيان دين وسراى آخرت نمىشمارد وبه تمامت أوصاف نكوهيده كه هيچ‌يك درخور أهل اسلام نيست ؛ بلكه از شريعت عقل بعيد است ، متصف مىفرمايد . « صلف » به فتح صاد مهمله ولام به معنى لاف‌زدن واز أمثلة عرب است كه در باب تمسك به دين گويند : « من يبغ في الدين يصلف أي لا يحظى عند الناس ولا يرزق منهم المحبّة » وهم در حديث در وصف مؤمن وارد است « المؤمن لا عنف ولا صلف » ونيز به معنى آن است كه كسى چيزى را كه ندارد ، از روى گزافه به خود بندد وخويشتن را بدون سبب ممدوح شمارد وصلف به كسر اوّل به معنى « طعام بىمزه » وسحاب صلف ، يعنى « ابر بسيار رعد وپرخروش كم‌باران اندك‌فايده » . و « نطف » به تحريك به معنى آلودگى به عيب وعار است ؛ چنان‌كه گويد : « هم أهل الرّيب والنّطف » وبر وزن كتف به معنى نجس ونيز مرد مريب ومنسوب به فجور است . « شنف » به فتح شين « معجمه » ونون به معنى « دشمنى وناپسند داشتن » است واز اين است حديث يزيد ابن عمرو بن نفيل كه در حضرت رسول خداى صلّى اللّه عليه وآله عرض كرد : « ما لي أرى قومك قد شنفوا لك » ؛ يعنى : « چيست مرا ؟ مىنگرم قوم تو را كه با تو به بغض وكين هستند . » « ملق » به معنى چاپلوسى وسخن نرم گذاشتن وبر زبان آوردن است ؛ لكن نه موافق آنچه با دل است وگويند : « رجل أملق من المال » ؛ يعنى مردى كه از مال فقير است ولابد هركس محتاج باشد ، زبان به چاپلوسى برگشايد واين حال به آنان كه از مايه وپايه بىبهره‌اند ، اختصاص دارد ؛ خواه از أموال دنيوي باشد ، خواه از معالى نفساني ومراتب انساني . « إماء » به كسر همزه ، جمع « أمة » است كه خلاف « حرة » يعنى آزاد باشد وأو را خريده باشند وأصل أمة أموة به تحريك ، ونسبت به آن أموي به فتح اوّل وتصغيرش أمية مىباشد وأمية نيز از طايفه قريش ونسبت به سوى ايشان أموي به ضم وگاهى به فتح گفته شود ودر أصل نام مردى بوده است . « غمر » به فتح غين معجمه وسكون ميم به معنى « سختى » و « پيچيدگى » است وشايد غمز با غين وزاي معجمتين باشد . « دمن » به كسر دال مهمله به معنى سرگين است ودر حديث وارد است : « إيّاكم وخضراء الدّمن » ؛ يعنى : « بپرهيزيد از منبت سوء وفريب اين‌گونه خضارت را مخوريد ! » در اين حديث شريف مقصود اين است كه از زن نيكوروى كه داراى نجابت وعفت نباشد ، پرهيز كنيد وأصل دمنه منزلي است كه طوايف احياى عرب در آن‌جا فرود شده وبه سبب احداث ايشان ومواشي ايشان كه در آن‌جا وقوع يا فتى ، اگر چيزى سبز شدى ، بسيار سبز نمودى وديدارها را باز ربودى ؛ لكن براي شتر چراگاهى وبيل ( 5 ) بودى ورسول خداى صلّى اللّه عليه وآله تشبيه مىفرمايد زن نيكوروى را كه از خانواده پست ونكوهيده باشد در ضرر وفساد به آن گياهى كه از چنين دمنه برويد . « لحد » به فتح لام وهم به ضم لام به معنى آن شكافى است كه در عرض گور مردگان دهند ؛ مثل ملحود . و « قصّة » به فتح قاف وتشديد صاد مهمله به معنى « گچ » است . ابن أثير در نهايت مىگويد : « واز اين -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 873 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية