هامش
- وانگهى ، با غيرت ايشان چگونه مىساخت كه از دهان أطفال خرما وجوز بيرون كشند وخود ثياب ايشان را قبول فرمايند ؟ مگر اينكه آنانكه تقديم ثياب مىكردهاند ، از دشمنان نبودهاند واز روى هديه بوده است . لكن آنانكه بذل مأكولات مىكردند ، به نظر حقارت وحقد وعداوت بوده است ودر أغلب روايات لفظ حرام مذكور نيست وچنان مىنمايد كه دختران أمير مؤمنان وخاتونهاى بزرگ محترم أهل بيت در محملها جا داشتهاند ؛ چنانكه از اخبارى كه مذكور شد كه حضرت امّ كلثوم از پس پرده رقيق محمل بعضي كلمات فرمود ، يا حضرت زينب سر مبارك را بر چوبهء محمل بزد ، يا خبر مسلم جصاص كه چهل محمل وارد كوفه شد ، مؤيّد اين مطلب است .
تواند بود كه پارهاى أطفال يا كنيزكان يا خدمهء ايشان مكشّفات الوجوه بودهاند ، واگر در پارهاى اخبار چنان نمودار مىشود كه اين خاتونهاى بزرگ فرمودهاند : « ما را چنين وچنان وارد كردند ! » أشارت به متعلقات وبستگان ايشان است .
ونيز از اين كلمات كه از حضرت امّ كلثوم مسطور شد ، چنان مىنمايد كه آن خطبه مشروحه نيز به أو منسوب است . چه اين عبارات با آن خطبه تساوى مىجويد وممكن است نقلهء اخبار در نسبت به گوينده دچار شبهتى شده باشند ؛ چه به سبب اختلاف روايات وتوافق أسامي وكنى اين اشتباهات فراوان افتد ودر جماعت أهل بيت چنانكه أشارت رفت ، أغلب به يك اسم وكنيه بودهاند ؛ چنانكه در بعضي كتب مسطور است كه امّ كلثوم ، دختر امام حسين عليه السّلام چنين وچنان فرمود ونيز پارهاى مطالب است كه به نام زينب نسبت مىدهند وهيچ نمىشايد كه مقصود زينب كبرى باشد .
چنانكه در خبر مذكور كه راوي گفت ، جاريه جسيمه بديدم . گفتند كه زينب است واگر زينب دختر حضرت فاطمه عليها السّلام بودى ، چگونه در آن وقت جاريه مىخواندند يا بعضي كلمات وافعال كه به نام زينب مىنويسند ، چگونه زينب كبرى خواهد بود ؟ چه آن مخدره كه حامل وصاياي امامت وداراى رتبه رياست است وحجت خداى را آنگونه تسلى مىدهد ، چگونه خود مرتكب بعضي افعال مىشود كه بيرون از مقام أو است .
مگر اينكه گوييم : زينب دختر امام حسين عليه السّلام بوده است ويا دختر أمير مؤمنان بوده است واز زوجات ديگر آن حضرت است ودر أوقات كربلا افزون از بيست سال داشته است وهمچنين امّ كلثوم در پارهاى مقامات نه دختر حضرت فاطمه است ، بلكه از ديگر بنات مكرمات أمير مؤمنان يا حضرت سيّد الشهدا سلام اللّه عليهم باشد ، چنانكه پارهاى تحقيقات اين مطالب نيز در مقام خود بيايد .
ونيز اينكه در پارهاى روايات مسطور است كه حضرت زينب سلام اللّه عليها چون سر مبارك امام سلام اللّه عليه را بديد ، سر مبارك خود را بر چوب مقدم محمل چنان بزد كه خون از پيشانى مباركش از زير مقنعه بر دويد وناظران بديدند . با كمال عقل واستحكام دين ونهايت وقار وبراعت آن حضرت در علوم وآداب ووصيت برادرش امام روزگار به ترك أمثال اين افعال ، بلكه كمتر از آن بيرون از اشكال واستبعاد نيست .
واز اين است كه در پارهاى كتب به ذيل اين خبر وقرائت اشعار آن حضرت أشارت نكردهاند ؛ بلكه -