تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 841

مساهمون:

ص٨٤١
هامش
- تغضّون أبصاركم عن حرم رسول اللّه ! » مردم صدا به گريه وعويل بركشيدند . گفتم : « كيست اين زن ؟ » گفتند : « زينب است . » لطمه بر صورت زدم وبگريستم . آن‌گاه امّ كلثوم عليها السّلام سر بركشيد . « وقالت : صه يا أهل الكوفة ! تقتلنا رجالكم وتبكينا نساؤكم ؟ ! ما لنا وما لكم بيننا وبينكم اللّه إذا جلس لفصل القضاء يا أهل الخذل والصّلف لقد تعدّيتم عدوانا مبينالَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدًّا تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا ،أما علمتم أيّ كبد لرسول اللّه فريتم ؟ أم أيّ رحم له قطعتم ؟ أم أيّ بناء له هدمتم ؟ » . وبه روايت فاضل دربندى در اسرار الشهادة ، چون مردم كوفه أهل بيت را به آن حال نگران شدند وگريان ونالان گرديدند ، امّ كلثوم سلام اللّه عليها فرمود : « تقتلنا رجالكم وتبكينا نساءكم ؟ ! لقد تعدّيتم علينا عدوانا عظيما لقد جئتم شيئا إدّا تكاد السّماوات يتفطّرن منه وتنشقّ الأرض وتخرّ الجبال هدّا » ؛ ودر آن حال كه آن حضرت در اين سخن مشغول بود ، صيحه بلند شد وسر مبارك امام حسين با هيجده سر ديگر از أهل بيتش نمودار شد . چون امّ كلثوم به سر برادر نگران شد ، بگريست وگريبان چاك نمود وشروع به خواندن اين اشعار فرمود :ماذا تقولون إذ قال النبيّ لكم * ماذا فعلتم وأنتم آخر الأممإلى آخرها ، چنان‌كه در مقام خود مذكور آيد ونيز اين اشعار را در پايان خطبه مباركه مذكورهء زينب خاتون سلام اللّه عليها در بعضي كتب معتبره مسطور داشته‌اند ؛ چنان‌كه در آن‌جا نيز أشارت رفت . وبه روايت صاحب بحر المصائب از كتاب روضة الشهدا چون مردم كوفه در أطراف محامل أهل بيت طواف داده وهمى بگريستند ، جناب زينب كبرى سلام اللّه عليها سر مباركش را از كجاوه بيرون كرد وفرمود : « اى أهل ظلم وجور ! اى أهل مكر وحيله ! اى أهل كوفه ! همانا عهد خويش را بشكستيد وآنچه وعده داده بوديد ، خلاف كرديد . چه به حضرت برادرم نامه‌هايى پىدرپى نوشتيد وأو را به اين ولايت آورديد وچون بياورديد ، از نصرت ويارى برادرم بازگشته ودر پيمان خود سست شديد . با دشمنان أو معين شديد وأهل كذب وزنا را يارى داديد . واللّه سلكتم مسلك الخلاف وسعيتم في الظّلم والاعتساف وتعدّيتم في إهلاك آل الرّسول وسلّطتم عليهم أولاد النّغول ؛ سوگند به خداى راه خلاف را بپيموديد ودر ظلم وجور از سعى وكوشش فرو نگذاشتيد وأولاد رسول خدا را مقهور أولاد زنا ساختيد واكنون از در ريا وسمعه بر ما مىگرييد . آيا از خداوند ورسول خدا حيا نمىكنيد كه حزن واندوه هميشگى را ميراث ما أهل بيت گردانديد ؟ » معلوم باد كه از اين چند خبر مفهوم چنان مىآيد كه أهل بيت أطهار سلام اللّه عليهم را نه به آن درجه خسارت كرده بودند كه هيچ از بهر ايشان به جا نمانده باشد ، وگرنه هزار درهم از كجا به حاجب ابن زياد بخشيدند ؟ وبرقع خزّ أدكن از كجا بر خود كشيدند ؟ واگر گوييم كه زنان كوفه بر ايشان ترحّم كردند والبسهء خويش را به ايشان دادند ، دراهم از كجا بود ؟ -