ولمّا ساروا بالسّبايا إلى الكوفة ، وصلوها ليلا ، وقد سدّوا أبواب سور المدينة ، فباتوا خلف السّور ينتظرون الصّباح ، وكان هناك خارج الكوفة محلّة فيها عدّة بيوت ، وكان في واحد من تلك البيوت امرأة مؤمنة عابدة ، وكانت حينئذ في سجّادتها تصلّي لربّها ، ولم
هامش
- دهان أطفال مىربود وبه زمين مىافكند .
واگر كسى گويد : چون است كه آن حضرت پارهاى اثوبه وألبسه را كه مردم كوفه تقديم كردند ، پوشش أهل حرم مىساختند ؛ اما در اعطاى آن مأكولات توبيخ مىفرمودند ؟ »
در پاسخ گوييم : « اين مطلب مخفى وپوشيده نيست . چه باز مىماند كه افعال آن زن در تقديم ألبسه از روى اخلاص وأرادت وايمان وعرفان به حقوق أهل بيت بوده است . لابد هر چه عطا كند ، بر نهج شرعي وطريق موافق با كتاب وسنت است كه يا از روى احتساب از خمس است يا تبرع وهديه . از اين رو أهل بيت را در قبول آن كلفت وكراهتى نبوده است .
اما از اعطاى تمر وجوز چنان مكشوف مىافتد كه بر طريق صدقه ورقت نوعيه بشريه يا از راه استهزا واستخفاف وتحقير وتوبيخ بوده است وچون جناب امّ كلثوم سلام اللّه عليها اين حال را معلوم فرمود ، بر آن حضرت واجب شد كه از اين كار مانع شود واين از راه امر به معروف ونهى از منكر است . »
واما اخذ فرمودن از أفواه أطفال آن نيز نظر به شيمت علوية هاشميه وغيرت حسينيه كند . چه أطفال اگر چند در دايرهء تكليف نباشند ، لكن غيرت آن حضرت از ورود پارهاى مأكولات كه حكم أوساخ ( 2 ) داشتهاند ، در بطون طاهره ابا وامتناع مىورزيده است .
ونيز معلوم مىشود كه أهل بيت در اين وقت نه آن چند از مأكولات تهيدست بودهاند كه هرچه به ايشان برسد ، لزوما قبولش واجب شود ونيز تواند بود كه پارهاى شيعيان خالص ايشان پوشيده از آن مردم اشيايى كه مايهء حفظ تعيش باشد ، مىفرستادهاند واز اين بر افزون جلالت وعظمت ايشان از آن برتر است كه از موايد غيبيه نيز فيضياب نباشند . خادمهء ايشان فضّه خاتون را آن مقام بود كه مايدهء بهشتى به دعايش نازل شدى .
وهم موافق پارهاى روايات تا گاهى كه به دعاى فضّه قدح لحم ودو گرده نان از غيب براي أهل بيت نرسيد ، لب به طعام نگشوده بودند . چه حالت ايشان از كثرت حزن واندوه واحتراق قلب از توجه به اين مراتب مشغول بود . وانگهى در جماعتى كه چون امام زين العابدين عليه السّلام حجتي باشد كه روزى تمامت آفريدگان به توسط توجه اوست ، چگونه در آن جا كه بايد أهل بيت أو را به طعام وروزى ومضغه حيات بهرهياب نفرمايد .
معلوم باد كه در كتب أهل خبر به اختلاف ترتيب نگارش دادهاند : پارهاى آن خطب مسطوره را با پارهاى حالات ومكالمات ديگر را قبل از دخول به كوفه نوشتهاند وبعضي بعد از ورود ودخول كوفه ، اما چنان مىنمايد كه بعضي در بيرون كوفه وبعضي در هنگام دخول به شهر بوده است واين مطلب بر ناقدان اخبار وصاحبان ذوق سليم وآنان كه تتبع وبصيرت كامل دارند ، مكشوف تواند شد ؛ واللّه اعلم .
( 1 ) . يعنى به .
( 2 ) . جمع وسخ : چرك .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السّلام ، 1 / 319 - 322