تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 817

مساهمون:

ص٨١٧
هامش
- سرور در تمامت روى زمين پرواز كند وبه مردهء شياطين خود خطاب كند وبگويد كه اى جماعت شياطين ! دلخوش داريد كه انتقام خود را از ذريهء آدم كشيديم ونهايت هلاكت را براي آن‌ها فرآهم كرديم وجهنم را به آن‌ها ميراث داديم ، مگر جماعتى كه متمسك به اين خانواده بشوند وپيروى از آل محمّد بنمايند ، بر شما باد كه سعى وكوشش بنماييد ومردم را به سبب شكوك وشبهات از اين خانواده منحرف ومنقطع بنماييد وكارى بكنيد كه به اين خانواده ودوستان آن‌ها دشمنى بنمايند تا كفر وضلالت وگمراهى آن‌ها محكم بشود ويك نفر رستگار نشود . اى نور ديده ! هر آينه به تحقيق إبليس در اين سخن راست گفت ؛ با اين كه كار أو دروغ گفتن است به جهت آن كه مىداند هيچ عمل صالحي فايده ندارد با داشتن عداوت شما را ، وضرر نمىرساند با دوستى شما گناهان مگر گناهان كبيره ، يعنى شيعيان شما به واسطهء دوستى به شما اگر گناهى بنمايند ، موفق به توبه وانابه مىشوند وگناهان خود را تدارك مىبينند . » متن حديث امّ أيمن شيخ اجل أبو القاسم جعفر بن محمّد بن قولويه طاب ثراه در كامل الزيارة به اسناد خود با ذكر رواة حديث از قدامة بن زايده از حضرت علي بن الحسين عليه السّلام از عليامخدره زينب حديث كند كه فرمود : امّ أيمن مرا حديث كرد كه روزى پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلم به منزل فاطمه تشريف آورد . حضرت زهرا عليها السّلام براي پدر حريره‌اى ترتيب داد وحضرت أمير مؤمنان عليه السّلام طبقى از خرما خدمتش نهاد ومن قدحى از شير وسرشير حاضر كردم . رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم ، على مرتضى وفاطمهء زهرا وامام حسن وامام حسين از آن تناول كردند واز آن خرما بخوردند واز آن شير بياشاميدند . آن‌گاه ، على آب به دست رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم بريخت . چون پيغمبر از شستن دست فراغت يافت ، هر دو دست به صورت كشيد وشادمان شد واز نظر كردن به صورت أولاد خود مسرور شد . پس از آن روى به آسمان كرد ونگران شد واز آن پس روى به قبله كرد وهر دو دست بر دعا برداشت وسپس سر به سجده برد وأشك از ديدگانش چون باران جارى بود . أهل بيت ومن از اين حال ملول شديم واز هيبت وحشمتش نيروى پرسيدن نداشتيم . چون مدتي به طول انجاميد ، حضرت علي عليه السّلام وفاطمه عليها السّلام عرض كردند : « اين گريستن از چيست ؟ » فرمود : « اى برادر ! من از حضور شما وانجمن شما شادمان شدم وآن‌گونه خرم شدم كه هرگز چنان خرسند ومسرور نگشته بودم . در اين حال كه شما را مىنگريستم وشكر خدا را مىگفتم ، جبرئيل فرود آمد وگفت : خداوند بر سرور تو مطلع شد ونعمت را بر تو تمام كرد واين عطيت گرامى را بر تو گوارا فرمود ومقرر ساخت كه ايشان وذريّهء ايشان ودوستان وشيعيان ايشان با تو در جنان جاويدان بمانند ودر ميان تو وايشان جدايى نيفكنند وهمان تحيت يابند كه تو يأبى وهمان عطيت بينند كه تو بيني ؛ آن چند كه خرسند شوى . ليكن بليات ومصائب كثيره ايشان را فرا گيرد ودر دنيا به ناملايماتى چند گرفتار شوند ومردمى كه دعوى دين تو كنند وخود را مسلمان شمارند ، به آن‌ها اذيت‌ها بنمايند وآزارها برسانند وگمان كنند در شمار -