يزداد أثره إلّا علوّا » .
« 1 » وركبت العقيلة زينب ناقتها ، فتذكّرت ذلك العزّ الشّامخ ، والحرم المنيع الّذي تحوطه اللّيوث الضّواري والاباة من آل عبد المطّلب ، وتحفّه السّيوف المرهفة ، والرّماح المثقّفة ، والأملاك تخدمها فيه ، فلا يدخلون إلّا مستأذنين « 1 » . « 2 »
المقرّم ، مقتل الحسين عليه السّلام ، / 398 - 400 - مثله الجزارئري ، الخصائص الزّينبيّة ، / 69 - 70
هامش
( 1 - 1 ) [ الخصائص : وقد تحقّق كلّ ما قالته عليها السّلام مع أنّها - كما عرفت - أمور غيبيّة لا يطّلع عليها أحد إلّا من كان ملهما من اللّه تعالى ] .
( 2 ) - يك فراز مهم در شناخت شخصيت بزرگ زينب كبرى عليها السّلام آن هنگام است كه چون برادرزادهاش امام سجاد عليه السّلام را ديد كه با مشاهدهء بدنهاى پارهپارهء آن نفوس طاهره ، از شدت غم وپريشانى مىخواهد جان به جان آفرين تسليم كند ، اين امر بر زينب عليها السّلام گران آمد وشروع به دلدارى وتسلى امام عليه السّلام كرد .
با توجه به اين كه امام عليه السّلام آن كسى است كه كوهها با آن صلابت توان تحمل صبر أو را ندارند ، زينب عليها السّلام فرمود : « اى بازماندهء جد وپدر وبرادرانم ! چه شده [ است ] كه مىبينم روحت قصد پرواز به ملكوت را كرده است ؟ به خدا قسم اين عهدي از جانب خداوند به جد وپدر وعمويت بوده است وبه يقين ، خداوند از گروهى از اين امّت - كه فراعنهء روزگار آنها را نمىشناسند وساكنان ملأ أعلى به آنها شناخت دارند - پيمان گرفته است كه اين اعضاى متفرق واين پيكرهاى به خون تپيده را به خاك سپارند ودر اين دشت ، بر فراز قبر پدرت ، پرچمى برافرازند كه گذشت روزگار هيچ رسم ونشان آن را از بين نبرد وهر آينه ائمهء كفر وضلالت مىكوشند تا آن بارگاه را محو ونابود سازند ؛ اما اين كارشان ثمرى جز آشكار شدن وبلند آوازگى هر چه بيشتر آن ندارد . »
آيا بعد از اين كلمات ، ديگر جاى هيچگونه شكى براي شناخت ثبات قدم واطمينان خاطر وعظمت شأن اين بانوى بزرگ باقي مىماند ؟
پاك پرور ، ترجمهء العباس ، / 145
عليا مخدره فرمود : چون ابن ملجم ملعون ضربت بر سر پدر بزرگوار زد ومن آثار مرگ را در أو مشاهده كردم ، پيش رفتم وعرض كردم : « اى پدر بزرگوارم ! امّ أيمن حديثي از براي من نقل كرده است . دوست داشتم آن را از دو لب مبارك شما بشنوم . »
فرمود : « نور ديدگان من ! حديث همان است كه امّ أيمن براي تو شرح داده است . گويا نگرانم كه تو با جمعى از دختران نورس وزنان بىكس از أهل بيت عصمت در اين شهر أسير ودستگير دشمنان باشيد در حال ذلت وخوارى وخوف ووحشت ودشمنان شما همانند گرگان آدمخوار شما را احاطه كرده باشند . اى نور ديدهء من ، زينب ! بر شما باد صبر وشكيبايى به حق آن خدايى كه دانه را شكافته وخلايق را از كتم عدم به عرصه وجود آورده است كه در آن وقت در تمامت روى زمين ، دوستان خدا فقط شما وشيعيان ودوستان شما هستند وبراي خداوند متعال ، ولى ودوستى به غير شما وشيعيان شما نخواهد بود وزماني كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم ما را به اين حديث خبر داد ، فرمود كه در آن روز إبليس لعين با شياطين خود از شدت فرح و -