تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 814

مساهمون:

ص٨١٤
هامش
- به اضطراب خواهند افتاد . » بقيهء اين حديث در جاى خود مرقوم مىشود . ( 1 ) . كرور ليالي وأيام : گذشتن شب‌ها وروزها . ( 2 ) . محو : از بين رفته . مطموس : پاك شده وزايل گشته . ( 3 ) . عتات ( جمع عاتى ) : ستمگران . ( 4 ) . حريره : غذايى است كه به وسيلهء آرد با شير يا روغن طبخ مىشود . ( 5 ) . عاقر ناقة : مقصود ، پىكنندهء ناقهء حضرت صالح است كه قرآن مجيد قصهء آن را در سورهء قمر ، شمس ، هود وشعرا بيان مىكند . ( 6 ) . متزعزع : سخت حركت‌كننده . ( 7 ) . اصطفاق : تلاطم . سپهر ، ناسخ التواريخ سيّد الشهدا عليه السّلام ، 3 / 30 - 33 در حديث معروف كه از زايده روايت شده است ، گويد : امام چهارم فرمود : چون در دشت كربلا آنچه بايست ، به ما رسيد . پدرم وهمراهانش از فرزندان وبرادران وديگران كشته شدند ، وزنان وحرمش را بر شتران بىجهاز رو به كوفه مىبردند . من به شهدا نگريستم كه روى خاك افتاده وكسى آن‌ها را دفن نكرده بود . سينه‌ام تنگ شد وبه اندازه‌اى بر من سخت گذشت كه نزديك بود جانم برآيد . عمه‌ام زينب كبرى ، دختر على ، حالم را دانست وگفت : « اى يادگار جد وپدر وبرادرانم ! چرا با جان خود بازى مىكنى ؟ » گفتم : « چه‌گونه بىتابى نكنم وخود را از دست ندهم با آن كه مىبينم آقاى خود وبرادران وأعمام وعموزادگان وخاندانم در خاك وخون غلطان ولخت وعريان در ميان بيابان افتاده‌اند ؟ نه كفن شوند ونه به خاك سپرده شوند ونه كسى بر بالين آن‌ها رود ونه انساني گرد آن‌ها گردد . گويا از نژاد ترك وديلم باشند . » عرض كرد : « از آنچه بيني ، بىتابى مكن . به خدا پدرت وجدت از رسول خدا سفارش تحمل اين مصيبت را داشتند وخدا جمعى از اين امّت را كه فرعون‌منشان اين زمين آن‌ها را نشناسد ومعروف أهل آسمانند ، پيماندار كرده است كه اين تن‌هاى پاره‌پاره را جمع‌آورى كنند وبه خاك سپارند وبر سر قبر پدرت در زمين كربلا نشانه‌اى گذارند كه تا هميشه باقي ماند ومحو نشود وهرچه پيشوايان كفر وپيروان ضلالت در محو آن بكوشند ، اثرش روشن‌تر وكأرش روزبه‌روز برتر شود . » در حديث مشهور از زايده كه صدرش را در پايان فصل گذشته ، نقل كردم : رسيده استكه جبرئيل به رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم گفت : « اين دخترزاده‌ات ( با دست خود به حسين اشاره كرد ) با جمعى از ذريّه وأهل بيت ونيكان امّتت در كنار فرات بر زمينى به نام كربلا كشته شوند . » تا آن‌كه گفت : « چون اين جمع به آرامگاه خود افتند ، خداى عز وجل به دست خود جان آن‌ها را بگيرد وفرشتگان آسمان هفتم با ظرف‌هاى ياقوت وزمرّد كه پر از آب حيات است وبا كفن‌ها وطيب بهشتى فرود آيند وصف‌به‌صف بر أو نماز گزارند . سپس خداوند قومي از امّتت كه معروف حكومت كفار نباشند وبه گفتار وپندار وكردار شركتى در خون آنان ندارند ، برانگيزد تا آن‌ها را به خاك بسپارند وبراي قبر -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 814 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية