تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 819

مساهمون:

ص٨١٩
هامش
- علامت ورسمي براي قبر سيّد الشهدا در زمين كربلا نصب كنند كه براي أهل حق نشان وعلامتي باشد وبراي مؤمنان وسيلهء فوز ورستگارى شود وبه هر روز وشب صدهزار فرشته از آسمان فرود آيد وآن مكان مقدس را احاطه وزيارة كنند وتسبيح خدا گزارند وبراي زايرين مرقد منور أو طلب آمرزش كنند وأسامي آنان كه براي خدا وخوشنودى تو آن مكان مقدس را زيارة بنمايند ، بنويسند با أسامي پدران وعشيرهء ايشان وشهرهاى آنان واز نور عرش خدا بر جبين ايشان نشان گذارند كه اين است شخص زيارت‌كنندهء قبر بهترين شهيدان وپسر بهترين پيغمبران وچون روز قيامت شود كه ديده‌ها را خيره گرداند ، ايشان را دليل شود . جبرئيل عرض كرد : يا رسول اللّه ! گويا من در حضرت تو نگران هستم كه در ميان من وميكائيل باشى وعلي عليه السّلام در پيش روى ما باشد وآن‌قدر فرشتگان با ما خواهد بود كه شماره‌اش را جز خداى تعالى نداند وخداوند به اين سبب آن‌ها را از شدايد وهيبت روز قيامت نجات بخشد . اين جمله ، عطايا وحكومتى است كه خداوند تعالى به پاداش دربارهء زايرين قبر تو وبرادرت علي عليه السّلام وقبر سبطين تو حسنين مرعى ومبذول مىفرمايد كه بدون ريا زيارة آن قبور نموده‌اند وجماعتى كه لعنت وسخط خدا بر ايشان واجب آمده است . كساني هستند كه سعىها وكوشش‌ها مبذول مىدارند تا آثار قبر مطهر را نابود كنند وعلامت ضريح مقدس را براندازند تا كسى واقف نباشد . آن‌ها بر آرزوى خويش نايل نخواهند شد . خداوند روز به روز آثار قبر حسين وعظمت آن قبر مطهر را با عظمت‌تر وبلندتر نمايد . در اين موقع رسول خدا فرمود : به سبب اين اخبار بود كه من گريان شدم . » حضرت زينب اين حديث را در قتلگاه بيان كرد . اين حديث مشتمل بر مطالب شريفه ودقايق لطيفه است وهمه اخبار غيبيه كه عليا مكرمه زينب به همه آن‌ها عالم ودانا وبينا بود واخبار به اين‌كه هرچه ظلمهء أنام وسفلهء طغام بخواهند آثار آن قبور را محو كنند ، نتوانند وآن مخدره خبر داد وبه ظهور پيوست . محلاتى ، رياحين الشريعة ، 3 / 65 - 66 ، 68 - 71 در جلد زينبيه ، ناسخ گويد : در أغلب كتب معتبره وارد شده است اين حديث شريف كه قدامة بن زايده از پدرش حديث كند ، علي بن الحسين به من فرمود كه : « اى زايده ! به من رسيده كه قبر أبى عبد اللّه را زيارة مىكنى . » عرض كردم : « بله ! » فرمود : « چگونه اين كار كنى با اين‌كه سلطان وقت اين عمل را دوست نمىدارد وتو را در نزد أو مكانتى است ؟ » عرض كردم : « به خدا سوگند مرا هيچ باك نباشد واز ستيزهء هيچ‌كس بيمناك نباشم وهر مكروهى در اين راه به من رسد ، حقير شمارم . » فرمود : « به خدا قسم راست گفتى وبايد چنين باشد كه در اين راه هر رنجى بر انسان فرود آيد ، بايد آن را سهل شمرد . » عرض كردم : « به خدا قسم همين است . » -