هامش
- با ظرفهايى از ياقوت وزمرّد مملو از آب حيات . با خود بياورند حلّههاى بهشت وبوىهاى خوش بهشت وآن بدنهاى مطهر را به آن آبها بشويند وبه آن حلّهها كفن كنند وبه آن طيبها حنوط كنند وصفوف ملائكة بر ايشان نماز كنند . پس حق تعالى گروهى را برانگيزاند كه آن كافران آنها را نشناسند ودر آن خونها به گفتار وكردار ونيت خاطر شريك نشده باشند تا بدنهاى محترم را دفن كنند وعلامتي براي قبر سيّد شهدا در آن صحرا نصب كنند كه نشانهاى باشد براي أهل حق وسببي باشد براي رستگارى مؤمنان .
در هر شبانهروز ، صدهزار ملك از هر آسمان فرود آيند وبر دور آن احاطه كنند ، وصلوات فرستند بر أو ، وخدا را تنزيه كنند نزد أو ، وطلب آمرزش كنند براي زيارتكنندگان أو ، ونويسند نامهاى آنها را كه به زيارة أو مىآيند از امّت تو براي تقرب جستن به سوى خدا وبه سوى تو ، ونامهاى پدران ايشان وقبيلهها وشهرهاى ايشان را ، گروهى از آنها كه بر ايشان واجب شده است سخط ولعنت خدا ، سعى خواهند كرد كه محو كنند نشان آن قبر مطهر را وبرطرف كنند علامت آن ضريح منور را ، وخدا نخواهد گذاشت وهر روز آن علامت را بلندتر خواهد كرد .
زينب خاتون گفت : چون پدرم أمير المؤمنين عليه السّلام را ضربت زدند ، من اين حديث را به خدمت أو عرض كردم .
فرمود : امّ أيمن راست گفته است . گويا مىبينم كه تو وساير زنان أهل بيت مرا در اين شهر به خوارى ومذلت أسير كنند وشما بترسيد كه مردم شما را بربايند . پس در آن وقت صبر كنيد كه سوگند ياد مىكنم به آن خداوندى كه دانه را شكافته وخلايق را آفريده است كه در آن وقت ، روى زمين دوست خدا به غير شما ومحبان وشيعيان شما نخواهد بود . در وقتي كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه وآله وسلم اين خبر را به ما نقل كرد ، ما را خبر داد كه شيطان در آن روز از روى شادى پرواز خواهد كرد با شياطين وأعوان خود در روى زمين خواهد شد وبا أعوان خود خواهد گفت : « اى گروه شياطين ! آنچه مىخواستيم از فرزندان آدم به عمل آورديم ودر هلاك ايشان به نهايت رسيديم وايشان را به جهنم رسانديم . از ايشان نجات نمىيابد مگر كسى كه دست به دامان ولايت أهل بيت رسالت زند . پس مشغول شويد به تشكيك مردم در حق ايشان وتحريص مردم بر عداوت ايشان وعداوت دوستان ايشان تا كفر وضلالت خلق مستحكم شود وهيچكس از ايشان نجات نيابد . »
اين حديث شريف اگرچه سابقا مذكور شده بود ، در اين مقام به مناسبت بعضي از آن ايراد شد .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 705 - 709
چنانكه از اين پيش اين بندهء حقير در كتاب « أحوال امام زين العابدين عليه السّلام » مسطور داشته ونيز در أغلب كتب معتبره وارد است ، اين حديث چنان است كه قدامه بن زايده از پدرش زايده روايت كند كه :
علي بن الحسين عليهما السّلام فرمود : « به من رسيد اى زايده كه تو قبر أبى عبد اللّه سلام اللّه عليه را زيارة مىكنى ؟ »
عرض كردم : « چنان است كه به عرض رسيد . »
فرمود : « چگونه اين كار كنى با اين كه تو را در خدمت آن سلطان - كه روا نمىدارد ومقبول نمىشمارد از هيچكس دوست داشتن ما را وفزونى دادن ما را وبيان نمودن فضايل ما را واداى حقوق واجبهء ما را بر اين -