هامش
- نباشد . »
چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلم اين حديث را براي ما نقل كرد ، فرمود : در آن روز ، شيطان از روى شادى پرواز خواهد كرد وبر دور زمين با فرزندان وياوران خود جولان خواهد نمود وخواهد گفت : اى گروه شياطين ! آنچه مطلب ما بود از فرزند آدم به آن رسيديم ودر هلاك ايشان منتهاى آرزوى خود را يافتيم وهمه را مستحقّ جهنم نموديم ؛ مگر جماعت قليلي كه چنگ در دامان أهل بيت رسالت زدهاند . پس تا توانيد سعى كنيد كه مردم را به شك اندازيد در حقّ ايشان وبداريد مردم را بر عداوت ايشان وتحريص كنيد مردم را بر ضرر رساندن به ايشان ودوستان ايشان ، تا كفر وضلالت خلق مستحكم شود واز ايشان هيچ كس نجات نيابد . آن ملعون گمان خود را در حقّ أكثر مردم راست كرد ؛ زيرا كه با عداوت شما هيچ عمل صالح فايده نمىبخشد وبا محبت وموالات شما ، هيچ گناهى جز كبائر ضرر نمىرساند .
زايده گفت : چون امام زين العابدين عليه السّلام اين حديث را به من روايت كرد ، فرمود : « اين حديث را ضبط كن وغنيمت شمار كه اگر در طلب اين حديث بر شتران سوار مىشدى ويك سال در زمين شهر به شهر مىتاختى ، هر آينه كم بود . »
مجلسي ، جلاء العيون ، / 350 - 356
به سند معتبر از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام منقول است كه آن حضرت فرمود : چون در صحراى كربلا پدرم را با عموها وبرادران وخويشان شهيد كردند ، وحرم محترم وزنان مكرم أو را بر جهاز شتران سوار كردند وروانهء كوفه گرداندند وبه معركهء قتال رسيديم ونظر من بر آن بزرگواران افتاد كه در ميان خاك وخون افتادهاند وكسى متوجه دفن ايشان نشده [ است ] حالتي مرا عارض شد كه نزديك بود مرغ روحم از آشيان بدن پرواز كند ؛ چون زينب ، عمهء من اين حالت را در من مشاهده كرد ، گفت : « اى نور ديدهء مستمندان واى يادگار بزرگواران ! اين چه حال است كه در تو مشاهده مىكنم ؟ »
گفتم : « چگونه جزع نكنم وحال آن كه پدر بزرگوار وسيّد عالي مقدار خود را با برادران وعموهاى نامدار وخويشان نيكوكردار برهنه در ميان خاك وخون مىبينم كه كسى به دفن ايشان نمىپردازد ومتوجه ايشان نمىشود . گويا ايشان را از مسلمانان نمىدانند . »
عمهام گفت : « اى نور ديده ! اين حالت را جدّ تو رسول خدا به پدر وجد وعمّ تو خبر داد وفرمود :
حق تعالى گروهى از اين امّت را خواهد فرستاد كه دست ايشان به خون اين شهيدان آلوده نشده باشد واين اعضاى متفرق شده وبدنهاى پارهپاره را جمع ومدفون خواهند كرد ونشانى براي ضريح مقدس سيّد شهدا در اين صحرا نصب خواهند كرد كه اثر آن هرگز برطرف نشود ونشان أو به مرور زمان محو نشود وهرچند سعى كنند پيشوايان كفر وأعوان ضلالت در محو آن ، اثر ظهورش زيادة ورفعتش بيشتر شود . »
واين قصه چنان بود كه امّ أيمن روايت كرد كه : روزى حضرت رسالت صلّى اللّه عليه وآله وسلم به ديدن حضرت فاطمه عليها السّلام آمد وفاطمه حريرهاى براي آن حضرت ساخت . حضرت أمير مؤمنان عليه السّلام طبق خرمايى آورد ومن كاسهء شير ومسكه آوردم . آن جناب با أمير مؤمنان وفاطمه وحسن وحسين عليهم السّلام از آنها تناول كردند وحضرت أمير مؤمنان عليه السّلام آبى آورد وحضرت رسالت صلّى اللّه عليه وآله وسلم دست مبارك خود را شست وبر رو كشيد ونظري از روى سرور وشادى به سوى آن بزرگواران افكند . پس متوجه آسمان شد ورو به جانب -