هامش
- تو حادث شد ودانست شادى كه تو را عارض شد به ديدن برادر ودختر ودو فرزندزادهء خود ، پس تمام كرد براي تو نعمت وگوارا گرداند براي تو اين عطيه را با آنكه گرداند ايشان را وفرزندان ايشان را وشيعيان ايشان را با تو در بهشت ، وجدايى نخواهد افكند ميان تو وايشان . چنانچه به تو عطا مىكند در آن روز نيز به ايشان عطا خواهد كرد ؛ چنانچه به تو بخشش مىنمايد به ايشان خواهد بخشيد ، تا آن كه توخشنود گردى وزيادة از مرتبهء خشنودى تو به ايشان كرامت خواهد كرد با بليّهء بسيارى كه به ايشان خواهد رسيد در دنيا ومكروه بسيارى كه ايشان را در خواهد يافت بر دستهاى گروهى از منافقان كه ملت تو را بر خود بندند ودعوى كنند كه از امّت تواند وحال آنكه برىاند از خدا ، وايشانرا به شمشير آبدار وأنواع زجرها وستمها بكشند وهر يك را در ناحيهاى از زمين به قتل رسانند وقبرهاى ايشان از يكديگر دور باشد وحق تعالى اين حالت را از براي ايشان پسنديده است وايشان را أهل اين سعادت گردانده است . پس حمد كن خدا را برآنچه از براي شما پسنديده وراضى شو به قضاى الهى . پس خدا را حمد كردم وراضى شدم به قضاى أو بر آنچه براي شما اختيار نموده است . »
پس جبرئيل گفت : يا محمّد ! به درستى كه برادر تو على مقهور ومظلوم خواهد شد بعد از تو . منافقان امّت بر أو غالب خواهند شد وغصب خلافت أو خواهند كرد واز دشمنان تو تعبها به أو خواهد رسيد ودر آخر ، كشته خواهد شد به دست بدترين خلايق وبدبختترين اولين وآخرين ، نظير پىكنندهء ناقهء صالح ، در شهري كه به سوى آن شهر هجرت خواهد كرد وآن شهر محل شيعيان أو وشيعيان فرزندان أو خواهد بود .
به سبب اين حال ، بلاى أهل بيت رسالت بسيار خواهد شد ومصيبت ايشان عظيمتر خواهد شد . اين فرزندزادهء تو - واشاره كرده به سوى حسين عليه السّلام - شهيد خواهد شد با گروهى از أهل بيت وذريّت تو ونيكان أمت تو ، در كنار نهر فرات ، در زمينى كه آن را كربلا گويند . به سبب آن ، كرب وبلا بر دشمنان تو ودشمنان ذريت تو بسيار خواهد شد در روزى كه كرب آن روز منقضى نشود وحسرت آن روز به آخر نرسد . آن بهترين بقعههاى زمين است وحرمت آن از همهء زمينها عظيمتر ، وآن قطعهاى است از بهشت .
پس روزى كه فرزند تو وأهل أو در آن زمين شهيد شوند ، احاطه كنند به ايشان لشكرهاى أهل كفر ولعنت ، جميع أقطار زمين به لرزه در آيد وكوهها به تپيدن آيد وموج درياها بلند شود وآسمانها با أهل آنها بلرزند وبه حركت واضطراب درآيند ، براي غضب كردن از براي تو يا محمّد واز براي ذريت تو ، به سبب عظيم شمردن هتك حرمت تو كه ايشان كنند واز براي مكافات بدى كه احسانهاى تو را در حق تو وذريت تو به عمل آوردند وهر يك از اينها از حق تعالى دستوري طلبند وبه يارى كردن أهل بيت تو كه مردم ايشان را ضعيف گردانيدهاند ومظلوم ساختهاند ، وايشان حجت خدايند بر خلق بعد از تو .
پس حق تعالى وحى كند به سوى آسمانها وزمين وكوهها ودرياها وهركه در اينهاست كه : « منم خداوند وپادشاه قادر كه گريزندهاى از دست من به در نمىرود ، وامتناعكنندهاى مرا عاجز نمىگرداند ، هروقت كه خواهم ومصلحت دانم قدرت بر انتقام دارم ، به عزت وجلال خود سوگند ياد مىكنم . عذاب كنم كسى را كه دل پيغمبر وبرگزيدهء مرا به درد آورده است ، وهتك حرمت أو نموده است ، وعترت أو را به قتل آورده وعهد وپيمان أو را شكسته وستم بر أهل بيت أو روا داشته است ؛ عذابي كه احدى از عالميان را -