تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١
هامش
- در كامل بهايى است كه : عمر بن سعد روز عاشورا وفرداى آن روز را تا ظهر هنگام بماند وجميع شيوخ ومعتمدان را بر امام زين العابدين ودختران أمير المؤمنين وزنان ديگر كه همه بيست زن بودند ، بگمارد . امام بيمار بيست ودو سال داشت وامام باقر چهار سال وهر دو در كربلا بودند وخدا آن‌ها را حفظ كرد . در مناقب است كه : همهء أهل حرم را به اسيرى بردند جز شهربانويه كه خود را در فرات تلف كرد . اگر منظور مادر امام زين العابدين باشد كه طبق روايات صحيحه در حال ولادت امام وفات كرده ودر صحراى كربلا نبوده است ؛ مگر آن كه شهربانو به نام ديگرى از همراهان حسين عليه السّلام باشد . ابن عبد ربه در العقد الفريد گويد : دوازده بچهء پسر از بني هاشم أسير شدند كه محمّد وعلى پسران حسين جزو آن‌ها بودند وفاطمة بنت الحسين عليه السلام با آن‌ها أسير شد وبنياد حكومت‌زادگان أبو سفيان متزلزل شد وآرام نشد تا پادشاهى آن‌ها از ميان رفت تا عبد الملك بن مروان به حجاج بن يوسف نوشت : « مرا از خون أهل اين خانواده بر كنار دار ! زيرا خودم ديدم كه چون بنو حرب حسين عليه السّلام را كشتند ، ملكشان بر باد رفت . » ( ط ) ازدى گويد : أبو زهير عبسى از قرة بن قيس تميمي باز گفت : « من نگران بودم كه زنان حرم به قتلگاه حسين وأهل واولادش گذشته وشيون كردند وسيلى به چهره زدند . هرچه را فراموش كنم ، از ياد نبرم كه چون زينب دختر فاطمه عليها السّلام به برادرش حسين مىگذشت وأو را به روى خاك ديد ، مىگفت : « يا محمّداه ! يا محمّداه ! بر تو باد صلوات فرشتگان آسمان ! اين حسين است كه خون‌آلود وپاره‌پاره در ميان بيابان افتاده [ است ] . يا محمّداه ! دخترانت اسيرند وذريه‌ات كشته افتاده [ است ] وباد غبار بر تن آنان مىريزد . » گويد : « به خدا هر دوست ودشمنى را گرياند . » ( 1 ) . دينورى گفته است : عمر بن سعد دستور داد زنان وخواهران ودختران وكنيزان وحشم حسين را در محمل‌هاى با سرپوش بر شتر سوار كنند . كمره‌اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 180 سفر چهارم : از كربلا به كوفه وشام ، بعد از واقعهء جانسوز كربلا كه برخلاف مسافرت‌هاى سه‌گانهء أولى با بدن مرتعش ، چشم گريان ودل بريان وشكسته وقلب نالان وخسته ، تحت اسارت اشقيا ، در دورش از يك طرف أطفال وزنان ويتيمان ناله‌كنان ، از طرف ديگر شمر وخولى وحرمله وسنان وديگر ظالمان وغارت‌گران خيام طاهرات از كساني كه ذره‌اى از رحم وانصاف ومروت در دلشان راهى نبود ؛ تا آن جا كه مىتوانسته‌اند از أنواع آزار وشكنجه فروگذارى نمىكرده‌اند ، حتى در جايى كه گريه ، آن مخدرات را گلوگير مىكرد ، با ضرب تازيانه‌شان اسكات مىكردند . با اين همه ، شدايد طاقت‌فرسا باز با تمام متانت وقوت قلب وشهامت ، همه‌گونه وظايف لازمهء كفالت عيال وأطفال وخانوادهء رسالت صلّى اللّه عليه وآله وسلم را معمول مىداشته است . نگارنده گويد : شرح وبسط وقايع جان‌گداز اين مسافرت در اين مختصرات از عهدهء قلم ورقم خارج وبهتر ، موكول داشتن به كتب اخبار وسير مبسوطهء مربوطه مىباشد ؛ بالاجمال : -