هامش
- نپرداخته بودند .
وهم در آن كتاب در زير خبري كه از صاحب مصائب المعصومين در باب سوار كردن امام زين العابدين عليه السّلام أهل بيت را از زمين كربلا مسطور مىدارد ، مىگويد : آن مردم خبيث محض عناد عبور أهل بيت را به قتلگاه گردانيدند . چون حضرت زينب را نظر بر جثّه شريف برادرش امام حسين افتاد كه بىسر وحركت در آن زمين بيفتاده ، فريادى سخت بركشيد وناله از دل برآورد وخواست خويشتن را از روى مركب بر آن بدن مبارك بيندازد .
امام زين العابدين عليه السّلام ندا بركشيد : « اى عمهء من ! اى زينب ! همچنان كه برفراز ناقة سواري با برادرت وداع كن ، اى عمهء من ! اى زينب ! بر اين حالت قيد واسيرى من رحمت آور . »
پس زينب خاتون در همان حال كه روان بودند با برادرش وداع فرمود .
ونيز در ترتيب سواري أهل بيت وسوار كردن حضرت زينب خاتون وامّ كلثوم وديگر نسوان را حتى خدمه را از فضّه خادمه حكايتى مبسوط مرقوم مىدارد كه به همين أشارت كفايت رفت .
وبه روايت صاحب رياض الشهادة ، چون عترت خير الأنام به مصارع شهدا آمدند ، هريك جسدي را در آغوش آورده وحضرت زينب جسد مبارك سيّد الشهدا را در بغل گرفته ، ببوسيد وناله بركشيد .
وبه روايت صاحب روضة الشهدا چون جناب زينب كبرى برادر خود حضرت سيّد الشهدا سلام اللّه عليهما را بر آن حال در خاك وخون غلتيده وعريان وگروه اشقيا را به آنطور شادان بديد ، ناله از جگر بركشيد وچون زن فرزند مرده بناليد وگفت : وا جدّاه ! وا محمّداه !ولمّا لحقنا بالمحول تناشرت * بنا مقصدات غاب عنها الطّوالع
ويا ليت شعري هل يبيتنّ ليلة * بحيث اطمأنّت بالحبيب المضاجع
وكم من هوى أو خلة قد ألفتهم * ترائا فلم يمنعهم البين مانع
كأنّي غداة البين رهن منيّة * أخو ظمأ سدّت عليه المشارعآنگاه خويشتن را بر آن سينه مجروح افكند ونالهوزارى برآورد . از آن پس روى به مدينه كرد وبه حضرت ختمى مآب صلّى اللّه عليه وآله عرضه همى داشت : « يا رسول اللّه ! هذا الحسين الّذي قبّلته وألصقت صدرك على صدره وتلثم نحره فقد صرع في الصّحراء ونحره منحور وصدره مكسور ورأسه مقطوع من القفا وجسمه تحت سنابك خيول أهل البغا وأولاد الطّلقا ، يا جدّاه ! نحن أهل بيتك بالذّلّ والهوان في دار غربة وفي أسر كفرة فجرة » .
« اى رسول خداى ! اين حسين همان است كه أو را مىبوسيدى وسينه مباركت را بر سينه شريفش مىچسبانيدى وگلوگاه مباركش را مىبوسيدى . اكنون با بدن مجروح وگلوى بريده وسينه درهم شكسته در بيابان نينوا ودشت كربلا بيفتاده وسرش را از قفا جدا كردند وبر نيزه برافراشتند وجسم مطهرش را پايمال سم اسبهاى أهل شقاوت وبغى وفرزندان زناكاران وراندگان ( 3 ) بيفكندند . اى جدّ بزرگوار ! ما أهل بيت توايم كه اينگونه در دار غربت گرفتار ذلت وهوان وأسير مردم كافر وفاجران هستيم . پس از گريهوزارى آن مخدره دوست ودشمن بگريست ومعاند وشفيق سوگوار گشت . -