تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١
هامش
- من ردّت له الشّمس حتّى صلّى . زينب از در زارى واستغاثت ( 3 ) فرياد برداشت كه : « وا محمّداه ! آفرينندهء آسمان بر تو رحمت كناد . اينك حسين است با اعضاى پاره‌پاره در خون خويش آغشته ( 4 ) . اينك دختران تواند كه مانند أسيران شكايت واستغاثت به درگاه اللّه ومحمّد مصطفى وعلى مرتضى وحمزه سيّد الشهدا مىبرند . وا محمّداه ! اينك حسين است قتيل أولاد زنا ودستخوش باد صبا . اى قوم ! نگران باشيد مصايب ومكاره مرا . همانا امروز جدّ من رسول خدا وفات كرد . اى أصحاب رسول خدا ! اينك ذريهء رسول خداست كه چون أسيران مىرانند . يا محمّداه ! اينك دختران تواند كه اسيرانند . اينك فرزندان تواند كه مقتول ومهب ( 5 ) باد صبايند . اينك حسين تو است كه سرش را از قفا بريده‌اند وسلاح وسلبش را به غارت برده‌اند . پدر ومادرم فداى آن‌كس كه لشكرش را روز دوشنبه منهوب داشتند . پدر ومادرم فداى آن‌كس كه سراپرده‌اش را نگون آوردند . پدر ومادرم فداى مسافري كه اميد مراجعت از براي أو نيست ومجروحى كه درخور مداوانتواند بود . جان من فداى آن كس كه جان من خاص از براي فداى أو است . پدر ومادرم فداى آن‌كس كه در حزن وألم بزيست تا گاهى كه درگذشت . پدر ومادرم فداى آن‌كس كه با لب تشنه وداع جهان گفت . پدر ومادرم فداى آن‌كس كه خون فرق مباركش بر روى وموى بدويد . پدر ومادرم فداى آن كس كه جدش رسول خدا وفرزند نبي هدى بود . جانم فداى محمّد مصطفى وخديجهء كبرى وعلى مرتضى وفاطمهء زهرا سيّدهء نسا باد . پدر ومادرم فداى آن‌كس كه آفتاب از براي أو بازگشت كرد تا نماز بگذاشت . چون زينب اين كلمات بگفت ، دوست ودشمن به نالهء أو بناليدند وبه هاىهاى بگريستند وهريك از أهل بيت جسد شهيدى را دربركشيد وزارزار بگريست . ( 1 ) . مصرع : محل افتادن بر زمين . ( 2 ) . كثيب : اندوهناك . ( 3 ) . استغاثه : دادخواستن ، يارى طلبيدن . ( 4 ) . آغشته : آميخته . ( 5 ) . مهب : محل وزش باد . ( 6 ) . مداوا : معالجه . سپهر ، ناسخ التواريخ سيّد الشهدا عليه السّلام ، 3 / 27 - 30 ونيز در بحر المصائب مسطور است كه : جناب زينب خاتون در كنار نعش برادر به حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه وآله وسلم عرض كرد : يا جدّاه ! اى جدّ بزرگوار !هذا الّذي قد كنت تلثم نحره * أمسى نحيرا من حدود صبائها من بعد حجرك يا رسول اللّه قد * ألقي طريحا في ثرى رمضائهاآن‌گاه روى به جانب مادرش فاطمه زهرا كرد وگفت : « اى مادر داغديده واى دختر پيغمبر برگزيده ! به صحراى كربلا نظر برگشا وفرزندت حسين را با سر بريده ودختران خود را با خيمه‌هاى سوخته وتازيانه‌ها بر سر وكتف يافته ولباس وگوشواره‌ها به غارت رفته در دست كفار چون اسراى ديلم وزنگبار بنگر ! » -