هامش
- من قتله ، بل يهون عليكم عند قتلكم إيّاي . وأيم اللّه إنّي لأرجو أن يكرمني ربّي بهوانكم ، ثمّ ينتقم لي منكم من حيث لا تشعرون .
فرمود : « اى أمت نكوهيده ! چه بدكردار مخلف كه شما بودهايد ، رسول خداى را در حفظ حرمت عترت أو ؟ همانا از پس قتل من نمىكشيد بندهاى از بندگان خدا را كه بيمناك شويد واز خداى بترسيد ؛ بلكه قتل مسلمانان در نزد شما سهل وآسان خواهد نمود . سوگند به خداى كه در اسعاف ( 4 ) آرزو چنان دانم كه پروردگار من مرا بزرگوار بدارد به پاداش آن كه مرا خوار گرفتيد وقتل مرا سهل شمرديد ، وكيفر كند شما رادر انتقام من از جايى كه هرگز در خاطر شما صورت نبسته است . »
حصين بن مالك سكونى بانگ درداد : « اى پسر فاطمه ! خداوند به چه چيز از براي تو انتقام مىكشد از ما ؟ »
قال : يلقى بأسكم بينكم ويسفك دمائكم ثمّ يصبّ عليكم العذاب الأليم .
فرمود : « مىافتد بلاى يأس وبيم شما در ميان شما وريخته مىشود خونهاى شما . آنگاه فرو مىگيرد شما را در تنگناى دوزخ عذاب خدا . »
آنگاه حملهء گران افكند ، هر كه با أو كوشيد شربت مرگ نوشيد ، وبه هر جانب كه تاخت گروهى را به خاك انداخت . عمر بن سعد بانگ بر كمانداران زد كه : « حسين را به تيرباران بگيريد . »
چهارهزار تن كمانداران دفعة واحدة خدنگها به زه برنهادند وبه سوى أو گشاد دادند .
شمارهء زخمهاى بدن حسين عليه السّلام :
از كثرت خدنگ كه بر چشمهاى زره نشست ، سينهء آن حضرت چون پشت خارپشت گشت . به روايتي بيرون زخم خدنگ ، سى وسه زخم برداشت ، وبه روايت صاحب مناقب وسيّد : هفتاد ودو جراحت يافت . أبو مخنف گويد : « سى وسه طعن نيزه وسى وچهار ضرب شمشير به أو رسيد . »
امام محمّد باقر عليه السّلام مىفرمايد : « سيصد وبيست واند ( 5 ) زخم تير ونيزه يافت . »
به روايتي سيصد وشصت جراحت ديد .
ونيز گفتهاند : هزار ونهصد زخم يافت ودرع أو از تير چون قنفذ ( 6 ) گشت .
اين جمله ، از پيش روى بود .
آخرين لحظات سواري حسين عليه السّلام :
ناگاه أبو الحتوف جعفى از كمينگاه كمان بگشاد وتير أو بر جبين ( 7 ) آن حضرت آمد . حسين عليه السّلام تير را بكشيد وخون بر روى وموى مباركش بدويد .
فقال : ألّلهمّ ! إنّك ترى ما أنا فيه من عبادك هؤلاء العصاة . أللّهمّ ! أحصهم عددا واقتلهم بددا ولا تذر على وجه الأرض منهم أحدا ولا تغفر لهم أبدا .
عرض كرد : « اى پروردگار من ! تو مىنگرى اين جماعت عتاة وعصاة ( 8 ) را از بندگان خود . اى خداوند -