تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
هامش
-پس ز جان بر خواهر استقبال كرد * تا رخش بوسد ، الف را دال كرد شد پياده بر زمين زانو نهاد * بر سر زانو سر بانو نهاد همچه جان خود در آغوشش كشيد * اين سخن آهسته در گوشش كشيد كي عنان‌گير من آيا زينبى * يا كه آه دردمندان را شبى پيش پاى عشق زنجيرى مكن * راه عشق است اين عنان‌گيرى مكن در فراقت از تو جانم عذر خواه * رو كه رفتم حق تو را پشت وپناه رو يتيمان مرا غمخوار باش * در بلا ودر شدايد يار باش رو كه هستم من به هر جا همرهت * آگهم از حال قلب آگهت چون شوى بر ناقهء عريان سوار * دربه‌در گردى به هر شهر وديار نيستم غافل دمى از حال تو * آيم از سر هر كجا همراه تو رو كه سوى شام خواهى شد روان * با على آن قبله‌گاه عارفان رو به سر كن چادر اى گنج أحد * باش از بهر اسيرى مستعد پس تو را لازم بود بىمعجرى * تا شود ظاهر كمال حيدرى اين اسيرى زان شهادت بس سراست * در اسيرى تو حق پيداتر است من بدون اين اسيرى گر شهيد * مىشدم من باز بود حق ناپديد پس صبورى در اسيرى پيشه كن * ريشهء بىطاقتى را تيشه كن كي دهد تخم شهادت خود ثمر * چون شود زينب أسير دربه‌دروداع حضرت حسين عليه السّلام با زينب عليها السّلام هنگام رفتن به ميدان : در بحار گويد : « انّ الحسين عليه السّلام لمّا نظر إلى اثنين وسبعين رجلا من أهل بيته صرعى التفت إلى خيامه ونادى : يا زينب ويا أمّ كلثوم ويا سكينة ويا فاطمة ويا رباب ! عليكنّ منّي السّلام » . آتشكده :ماند تنها چون به ميدان بلا * از پس ياران خديو كربلا سر توحيد خداوند ودود * شد مجرد از إضافات وحدود سوى خرگاه امامت تافت رو * روز روشن خور به مغرب شد فرو خواهران چون عقد دربستند صف * گرد آن شه گوهر درج شرف دختران چون اختران روشنش * انجمن گشتند در پيرامنش توصيت را آن شهنشاه حجاز * حقهء لب بر تكلم كرد باز چون شوم من كشته در دست عدو * سينه نشكافيد ومخراشيد رو-