هامش
- را به عدم بقا نسبت مىدهد .
مع الحكاية مىفرمايد : امام عليه السّلام خواهر خويش را به اين كلمات وأمثال آن تعزيت ودلدارى فرمود وگفت : « اى خواهر من ! سوگند مىدهم تو را وتو سوگند مرا به راستى مقرون بدار ، ودگرگون مگردان . يعنى هرچه گويم جز آن مكن . در مرگ من گريبان چاك مساز ، وچهره مخراش ، وناله به واي وثبور ( 2 ) بلند مگردان ! »
امام زين العابدين عليه السّلام مىفرمايد : « آنگاه آن مظلومه را به خيمه بازآورد ونزد من بنشاند . »
ودر بعضي از كتب مسطور است كه چون حضرت سيّد الشهدا عليه السّلام خواهرش را به آن كلمات نصيحت وتعزيت فرمود ، آب در چشم مبارك بگرداند وبه اين مثل عرب « لو ترك القطا لنام » تمثل جست : « اگر صياد از صيد مرغ قطا دست بازداشتى ، در آشيانه خود به آسايش بخفتى . »
آنگاه فرمود : « يا أختاه ، بحقّي عليك إذا أنا قتلت فلا تشقّي عليّ جيبا ولا تخمشي عليّ وجها » .
وآن حضرت را به خيمهء خويش مراجعت داد ، وأهل بيت همگان به تمام جزعوفزع مىزيستند ، وبه هاىهاى مىگريستند ، وزينب عليها السّلام بيهشانه درافتاده از هوش بيگانه گشت . حسين عليه السّلام بشتافت وأو را بگرفت وآب بر چهرهء مباركش بزد تا به خويش آمد . پس أو را لختى تعزيت وتسليت فرمود وبه صبر وسكون امر كرد .
اما در امالى صدوق عليه الرحمة وبعضي كتب ديگر اسم زينب مذكور نيست ؛ همانقدر امام زين العابدين عليه السّلام مىفرمايد : چون أصحاب آن حضرت در پاسخ آن حضرت آن كلمات بگذاشتند ، وايشان را دعاى خير فرمود ، فرمان داد تا حفرهء كوچك در پيرامون لشگر خود مانند خندق بكندند ، وهم بفرمود از چوب وهيزم انباشته ساختند . آنگاه فرزندش على سلام اللّه عليهما را بفرمود تا با 30 سوار و 20 تن پياده براي آوردن آب روان شدند ودر اين هنگام ، ايشان سخت مضطرب وترسان بودند ، وامام حسين عليه السّلام اين شعر مذكور فرمود : « يا دهر افّ لك من خليل » ؛ إلى آخره ( 3 ) .
( 1 ) . اين مثلي است از أمثال سائره زبان عرب كه شرح مفصل آن در آخر جزء چهارم تاريخ خلفا گذشت . منظور اين است كه مرغ قطا بدون جهت شباهنگام به پرواز در نمىآيد . معلوم مىشود آنها را از خواب ما نيدهاند . اگر اين مرغ را به حال خود مىگذاشتند ، آسوده مىغنود .
( 2 ) . ثبور به معنى هلاكت است وكسى كه هنگام مصيبت ناله به « وا ثبوراه » بلند مىكند ، مرگ خود را از خدا مىخواهد ؛ يعنى : « خدايا ! مرگ مرا برسان كه طاقت تحمل اين مصيبت را ندارم . »
( 3 ) . [ سپهر قريب به مضمون اين خبر را به نقل قول از كتاب ارشاد در كتاب ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السّلام ، 2 / 100 - 102 تكرار كرده است ] .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السّلام ، 1 / 206 ، 207 - 211
شيخ مفيد گفته است ، علي بن الحسين فرمود : من در شبى كه فردايش پدرم كشته شد ، بيدار بودم وعمهام زينب مرا پرستارى مىكرد . پدرم در خيمه خود تنها بود ، وچون آزادكردهء أبى ذر غفارى نزد أو شمشيرش را آماده واصلاح مىكرد ، پدرم مىسرود : -