المفيد ، الإرشاد ، 2 / 95 - 97 - عنه : المجلسي ، البحار ، 45 / 1 - 3 ؛ البحراني ، العوالم ، 17 / 245 - 247 ؛ البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 4 / 275 - 276 ؛ الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 269 ؛ القمي ، نفس المهموم ، / 232 - 233 ؛ القزويني ، تظلّم الزّهراء ، / 177 - 178 ؛ النّقدي ، زينب الكبرى ، / 99 - 100 ؛ الجواهري ، مثير الأحزان ، / 59 - 60 ؛ الميانجي ، العيون العبري ، / 91 - 92 ؛ مثله : الفتّال ، روضة الواعظين ، / 158 ؛ الطّبرسي ، إعلام الورى ، / 235 - 236 ؛ الزّنجاني ، وسيلة الدّارين ، / 302 - 303
ثمّ أوصى الحسين ، وقال لأخته : « يا أخيّة ، أقسم عليك ، فبرّي قسمي ، لا تشقّي عليّ
هامش
- فرمود ) وأشك چشمانش را گرفت وفرمود : « اگر مرغ قطا را در آشيانهاش به حال خود مىگذاردند ، ( آسوده ) مىخوابيد . »
( مترجم گويد : اين مثلي است از مثلهاى عرب وقطا مرغى است شبيه به قمري يا كبوتر وداستانى دارد كه مىدانى ودر مجمع الأمثال جلد 2 ، صفحه 123 نقل كرده است ) . زينب گفت : اى واي بر حال من ! آيا تو به ناچار خود را به مرگ سپردهاى ( وتن بدان دادهاى ؟ ) اين بيشتر دل مرا ريش كند وبر من سختتر است . »
( اين سخن را گفت ) سپس مشت به صورت زد ودست به گريبان برد وچاك زد وبيهوش به زمين افتاد ! حسين عليه السّلام برخاست وآب به روى خواهر پاشيد وبه أو فرمود : « آرامباش اى خواهر ! پرهيزكارى پيشهكن وبه آن شكيبايى كه خدا بهرهات سازد ، بردبارى كن وبدان كه أهل زمين مىميرند وأهل آسمان به جا نمانند وهمانا هرچيز هلاك شود ، جز خداوندى كه آفريدگان را به قدرت خود آفريد ومردم را برانگيزد ، ودوباره بازگرداند وأو است يگانه ويكتاى بىهمتا . جدّ من بهتر از من بود وپدرم بهتر از من بود ومادرم به از من بود وبرادرم به از من بود ( وهمه از اين دنيا رفتند ) ومن وهر مسلمانى بايد به رسول خدا صلّى اللّه عليه واله وسلم تأسى كنيم . »
وخواهر را به اين سخنان ومانند آن دلدارى داد وبه أو فرمود : « خواهر جان ! من تو را سوگند مىدهم ، وبايد به اين سوگند رفتار كنى ؛ چون من كشته شدم ( در كشته شدن وماتم من ) گريبان چاك مزن وروى خود مخراش وويل ( واي ) وثبور ( هلاكت ) براي خود مخواه ( يعنى چنانچه رسم زنان عرب است ، واويلا ووا ثبورا مگو ) . »
علي بن الحسين عليهما السّلام فرمايد : « سپس پدرم زينب را بياورد تا أو را پيش من نشاند . آنگاه به نزد ياران خويش رفته به ايشان دستور داد خيمهها را نزديك هم بزنند وطنابهاى آنها را درهم داخل كنند وآنها را چنان نصب كنند كه خود در ميان آنها قرار گيرند ، وبا دشمنان از يك سو روبرو شوند ، وخيمهها در پشت سر وسمت راست وچپ ايشان قرار داشته باشد كه از سه سمت ايشان را احاطه كرده باشد جز آن سمت كه دشمن به نزد ايشان آيد ، وخود آن حضرت عليه السّلام به جاى خويش بازگشت وهمهء شب را به نماز ودعا واستغفار مشغول بود ، وياران آن حضرت نيز همچنان به نماز ودعا واستغفار آن شب را به پايان بردند .
رسولي محلاتى ، ترجمهء ارشاد ، 2 / 95 - 97