تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
هامش
- وقالت : يا أخي وقرّة عيني ! ليت الموت أعدمني الحياة يا خليفة الماضين وجمال الباقين . فرياد برداشت كه : « اى برادر من ! اى روشنى چشم من ! اى وديعهء خلفاى پيشين ! اى طليعهء جمال واپسين ! كاش مرگ مرا نابود ساختى ، واين زندگانى را از من بپرداختى . » حسين به جانب أو نگريست . وقال : يا أختاه ! لا يذهبنّ بحلمك الشّيطان فإنّ أهل السّماء يموتون وأهل الأرض لا يبقون ،كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ، لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ( 6 ) فأين أبي وجدّي اللّذان هما خير منّي وليّ بهما ولكلّ مسلم أسوة حسنة ، وترقرقت عيناه بالدّموع ، وقال : « لو ترك القطا لنام » . ( اوّل كس ، عمرو بن مامه اين سخن ( 7 ) گفت وما در كتاب « امثلهء عرب » نگاشتيم . از بهر كسى اين مثل گويند كه ناگهان در بليه گرفتار شود ) بالجملة ، حسين عليه السّلام فرمود : « اى خواهر ! نگران‌باش كه شيطان ، حلم تو را نربايد . همانا أهل سماوات مىميرند وجهانيان نيز بقا نپذيرند . جز خداى كس به جاى نماند وجز خداى كس حكم نراند وبازگشت همگان به سوى اوست . اكنون بگوى كه پدر من مرتضى وجدّ من مصطفى چه شدند ؟ اكنون مرا وديگر مسلمانان به سوى ايشان تأسى ( 8 ) بايد جست . » اين بگفت وآب در چشم مبارك بگردانيد ، وبه اين مثل عرب تمثل كرد ؛ يعنى : « اگر صياد به ترك مرغ قطا ( 9 ) گفتى ، در آشيانهء خود شاد بخفتى . » آن‌گاه از در تعزيت وتسليت ، سخن آغاز كرد : وقال : يا أختاه ! بحقّي عليك إذا أنا قتلت فلا تشقّي عليّ جيبا ولا تخمشي عليّ وجها . فرمود : « اى خواهر ! تو را سوگند مىدهم به حقّ من بر تو ، گاهى كه من كشته شوم ، گريبان در مرگ من چاك نزنى وچهرگان به ناخن خراشيده نكنى . » وأو را به خيمهء خويش مراجعت داد وأهل بيت همگان به تمام جزع وفزع مىزيستند وبه هاىهاى مىگريستند ، وزينب عليها السّلام بىهشانه درافتاد واز هوش بيگانه گشت ( 10 ) . حسين عليه السّلام بشتافت وأو را برگرفت وآب بر چهرهء مباركش بزد تا به خويشتن آمد . پس أو را لختى تعزيت وتسليت فرمود وبه صبر وسكون امر نمود . بالجملة ، حسين عليه السّلام در كربلا بار بينداخت وسراپرده برافراخت واز آن‌سو ، حرّ بن يزيد رياحى در برابر أو لشكرگاه ساخت . سپهر ، ناسخ التواريخ سيّد الشهدا عليه السّلام ، 2 / 168 - 171 وچون روز پنجشنبه دويم محرم الحرام فرارسيد ، وامام عليه السّلام به كربلا وارد شد ، اين هنگام جلوس كرد وسلاح خود را همى اصلاح فرمود واين شعر را تذكره همى نمود :يا دهر افّ لك من خليل * كم لك بالإشراق والأصيل من صاحب وطالب قتيل * والدّهر لا يقنع بالبديل وكلّ حيّ سالك سبيل * ما أقرب الوعد من الرّحيل وإنّما الأمر إلى الجليل * سبحان ربّي ما له مثيلمعلوم باد كه اين اشعار را به اختلاف مرقوم داشته‌اند ومحلّ قرائتش را نيز افراد مختلف نگاشته‌اند . در « ناسخ التواريخ » به همين صورت كه مرقوم شد ، مسطور است ومىنويسد : علي بن الحسين زين العابدين عليهم السّلام مىفرمايد : « حسين صلوات اللّه عليه اين ابيات را به كرّات أنشأ فرمود ومن از بر كردم وگريه در گلوگاهم گره گشت وبر آن صبر كردم واظهار جزع فرمودم ؛ لكن عمّه‌ام زينب چون اين كلمات -