هامش
- باز ايستاد . چند كه مهميز ( 1 ) بزد ، از جاى جنبش نيارست كرد . آن حضرت بفرمود تا أسب ديگر حاضر كردند . چون برنشست ، همچنان از جاى جنبش ننمود . به روايت لوط بن يحيى ، هفت أسب ، واگر نه هشت أسب بدل آوردند وهيچيك گامى فرا پيش ننهادند . حسين پرسيد : « اين زمين را نام چيست ؟ »
گفتند : « غاضريه . »
فرمود : « جز اينش نام نيست ؟ »
عرض كردند : « نينوا . »
فرمود : « ديگر چه گويند ؟ »
گفتند : « شاطئ الفرات . »
گفت : « آيا جز اين أسامي ، أو را نامى است ؟ »
عرض كردند : « كربلا . »
اين وقت آهى سرد برآورد .
وقال : أرض كرب وبلاء ، ثمّ قال : قفوا ولا ترحلوا منها ، فهاهنا واللّه مناخ ركابنا ، وهاهنا واللّه سفك دمائنا ، وهاهنا واللّه هتك حريمنا ، وهاهنا واللّه قتل رجالنا ، وهاهنا واللّه ذبح أطفالنا ، وهاهنا واللّه تزار قبورنا . وبهذه التّربة وعدني جدّي رسول اللّه ولا خلف لقوله .
فرمود : « اينجا زمين اندوه وابتلا است . فرودآييد ، واحمال وأثقال خود را فرودآريد ، واز اينجا به ديگر جا نشويد . اينجاست كه خوابگاه شتران ماست . اينجاست كه خونهاى ما ريخته شود . اينجاست كه سترات ( 2 ) حشمت وحرمت ما چاك شود . اينجاست كه گلوگاه مردان ما فسان ( 3 ) شمشير اعدا شود .
اينجاست كه أطفال ما را چون گوسفند سر ببرند . اينجاست كه شيعيان ما قبور ما را زيارة كنند . اين همان خاك است كه جدّ من رسول خدا وعده نهاد وخبر أو هرگز دروغ ندارد . »
اين واقعه در روز پنجشنبه دوم شهر محرم الحرام بود . اين هنگام حسين عليه السّلام بنشست وسلاح خويش را اصلاح همى فرمود واين شعر تذكره همى نمود :يا دهر أفّ لك من خليل * كم لك بالإشراق والأصيل
من طالب بحقّه قتيل * والدّهر لا يقنع بالبديل
وكلّ حيّ سالك سبيل * ما أقرب الوعد من الرّحيل
وإنّما الأمر إلى الجليل * سبحان ربّي ما له مثيل ( 4 )گريهء زينب ودلدارى حسين عليه السّلام :
علي بن الحسين زين العابدين عليهما السّلام ، مىفرمايد : حسين عليه السّلام اين ابيات را به كرات انشاد فرمود ومن از بر كردم وگريه در گلوگاه من گره گشت ، وبر آن صبر نمودم ، واظهار جزع نفرمودم ؛ لكن عمّهام زينب ، چون اين كلمات بشنيد ، خويشتندارى نتوانست كرد . أشك از ديده بباريد واظهار جزع وفزع ( 5 ) نمود وبىخودانه به حضرت برادر شتافت . -