هامش
- آقاى ما علي عليه السّلام با ابن ملجم بانگ زد وآن كلمات مذكوره وجواب أو را مىنگارد . »
صاحب « نور الابصار » نيز مانند صاحب « الفصول المهمّة » أشارت كند وسبط ابن جوزي نيز چون صاحب الفصول المهمّة به اندك تفاوتى أشارت كند وصاحب « كشف الغمّة » وأبو الفرج در « مقاتل الطالبيين » به صاحب الفصول المهمّة ونور الابصار اقتفا كرده وبه اندك اختلافى مرقوم داشته است وهمه به امّ كلثوم راجع داشتهاند .
اكنون همى گوييم كه با اين تفحص وتأمل واستيعابى كه در كتب متعددة در بيان اين مطلب به جا رفت ونيز در همين كتاب در تبيين اين حال به بسط مقال گذشت ، چنان در خاطر خطور همى كند ودر پيشگاه نظر جلوهگر مىافتد كه اين زينب كبرى همان امّ كلثوم كبرى است كه از فاطمه زهرا سلام اللّه عليها است .
وممكن است امّ كلثوم صغرى كه به سراى عمر برفت ، از ديگر زوجات مكرمات بوده است . يا اگر از بطن مطهّر صديقه طاهره بوده است ، در اين أوقات حضور نداشته واز آن پيش وفات كرده است . اين نيز با اخبار مسطوره وتوضيحات مذكوره در سابق ولا حق توافق نجويد ؛ مگر اين كه حضرت زينب كبرى همان امّ كلثوم كبرى باشد وگاهى به نام ووقتي به كنيت وگاهى برحسب اقتضاى مقام ، هم به نام وكنيت هر دو مخاطب شده باشد وبر پارهاى نگارندگان كه نه چندان دقيق النظر بودهاند ، دو تن نموده آيد .
يا امّ كلثوم از زوجات ديگر به سراى عمر رفته باشد وغير از امّ كلثوم كبرى باشد كه به سراى عبد اللّه ابن جعفر برفت واگر گاهى سخن از بنات يا لفظ خواهران به صيغهء جمع رفته باشد ، نظر به ديگر بنات محترمات أمير مؤمنان عليه السّلام است كه جز از بطن صدّيقه طاهره به وجود آمدهاند .
وممكن است اگر حضرت فاطمه را دو دختر باشد ، يكى در زمان خود آن حضرت وفات كرده باشد واين كه أغلب أشارت به امّ كلثوم است ، از آن است كه از ديگر أخوات مكرمات مهينتر وبه سبب حضرت فاطمه از ديگران اشرف وبر جملگى برتر ومقام رياست ورفعت دارد .
واز اينگونه اشتباهات براي بعضي نويسندگان كه متحمل تتبّع كامل نمىشوند ، يا به كتب متعددة معتبره دست ندارند ، يا در فهم اخبار آن چند كه مىشايد توانا نيستند ، يا چندان با نظر تدقيق نمىروند ، فراوان افتد ؛ چنان كه بر دانايان اخبار در أغلب مواقع مشهود است ، وگرنه چگونه تواند بود كه گروهى از أعيان نويسندگان وأركان أهل خبر حديثي را از معصومى نسبت به معصومى دهند وپارهاى ديگر همان نسبت را به مخاطبه ديگر آورند ودر هيچيك ، هر دو تن را در آن مقام كه بايد در يك جا نام نبرند . هر كس زينب گويد ، امّ كلثوم را نام نبرد وآن كس كه امّ كلثوم گويد ، به زينب نسبت ندهد .
ونيز بسيار تواند بود كه هر دو گروه صحيح نوشته باشند ، اما كتب مستنسخه در مرور أيام وتجديد استنساخ به سقوط يك حرف يا اضافه حرفى ، مطلبي عمده را از مقام خود بگردانند وأسباب شبهت نگارندگان وترديد مؤلفان وزحمت بينندگان آيند . چه فهم سقيم از عليل وصحيح از كليل جز به تتبع وتعقل وتفكر وتجديد نظر وسنجيدن اخبار وتحصيل أنواع آثار واطلاع بر حكايات وملاحظهء حال راوي ومروى عنه وبصيرت تامّه در عموم روايات متشتته واجتهاد كامل حاصل نيايد ؛ چنانكه از اين پس نيز در پارهاى مقامات مكشوف افتد . -