تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
هامش
- بر من ، وبعد از ايشان بر من ، نوحه‌كنندگان نوحه خواهند كرد . » كلينى به سند معتبر روايت كرده است كه حسن بن جهم از امام رضا عليه السّلام پرسيد : حضرت أمير مؤمنان عليه السّلام هرگاه قاتل خود را مىشناخت وشب شهادت خود را وموضعي كه در آن موضع شهيد شد ، مىدانست ، چون مرغابيان بر روى حضرت فرياد كردند ، فرمود : « ايشان فريادكنندگانند كه از پى ايشان ، نوحه‌كنندگان خواهند بود » ، وامّ كلثوم به آن حضرت گفت كه : « امشب در خانه نماز كن وامر كن كه ديگرى با مردم نماز كند » ، حضرت قبول نكرد ودر آن شب بسيار از خانه بيرون مىآمد بىحربه وسلاح ؛ با آن‌كه مىدانست كه ابن ملجم أو را در آن شب شهيد خواهد كرد . آيا چگونه بود اين حال ؟ حضرت فرمود : « وفات آن جناب در آن شب مقدّر شده بود وتقدير خدا البتة جارى مىشد . » مؤلّف گويد : اينها از اسرار قضا وقدر است وتفكر در اين‌ها ، موجب لغزش است ، وتكاليف أنبيا وأوصيا مانند تكاليف ديگران نيست . مجملا مىبايد دانست كه آنچه ايشان مىكنند ، موافق شريعت وعين صلاح وحكمت است ودر مقام تسليم وانقياد مىبايد بود . در بعضي از كتب معتبره روايت كرده‌اند كه امّ كلثوم گفت : در شب نوزدهم ماه مبارك رمضان براي افطار حضرت أمير مؤمنان عليه السلام طبقى نزد أو گذاشتم . دو قرص نان جو در آن بود . كاسه‌اى از شير نزد آن حضرت آوردم ونمك سابيده حاضر كردم . چون حضرت از نماز فارغ شد ، به آن طعام نظر كرد . گريست وفرمود : « اى دختر ! دو نان خورش براي من در يك طبق حاضر كرده‌اى ؟ مگر نمىدانى كه من متابعت برادر وپسر عمّ خود رسول خدا صلّى اللّه عليه واله وسلم مىكنم . تا از دنيا رفت ، دو طعام از براي أو حاضر نكردند . اى دختر ! هر كه خوردنى وآشاميدنى وپوشش أو نيكوست در دنيا ، ايستادن أو در روز قيامت نزد حق تعالى بيشتر است . اى دختر ! در حلال دنيا حساب است ودر حرام أو عذاب . وخبر داد مرا حبيب من ، از رسول خدا صلّى اللّه عليه واله وسلم كه جبرئيل از براي أو كليدهاى زمين را آورد وگفت : « يا محمد ! خداوند تو را سلام مىرساند ومىفرمايد : اگر خواهى تمام كوه‌هاى تهامه را براي تو طلا مىكنم وبه راه مىاندازم . بگير اين‌ها را كه كليد گنج‌هاى زمين است واز ثواب آخرت تو چيزى كم نمىشود . » حضرت فرمود : « بعد از آن چه خواهد بود ؟ » گفت : « مرگ . » آن جناب فرمود : « هرگاه چنين است ، مرا به دنيا احتياج نيست . بگذار مرا كه روزى گرسنه باشم ويك روز سير ، تا آن كه در روزى كه گرسنه باشم ، دعا كنم پروردگار خود را واز أو سؤال كنم ودر روزى كه سير باشم ، حمد گويم پروردگار خود را . » پس جبرئيل گفت : « توفيق هر چيزى يافته‌اى اى محمد . » فرمود : « اى دختر ! اين دنيا خانهء فريب است وخانهء مذلّت وخوارى است . هر كه چيزى به آخرت پيش مىفرستد ، به أو مىرسد . اى دختر ! به خدا سوگند كه نمىخورم چيزى تا يكى از نان خورش‌ها را بردارى . » پس شير را برداشتم واندكى از نان جو با نمك تناول كرد وحمد وثناى حق تعالى به جا آورد . پس -