فقالت حفصة : كفى ، رحمك اللّه ، وأمرت بالكتاب فمزّق ، واستغفرت اللّه .
« 1 » قال أبو مخنف : روى هذا جرير بن يزيد ، عن الحكم ، ورواه الحسن بن دينار ، عن الحسن البصريّ .
وذكر الواقديّ مثل ذلك ، وذكر المدائنيّ أيضا مثله « 1 » ، قال : فقال سهل بن حنيف في ذلك هذه الأشعار :
عذرنا الرّجال بحرب الرّجال * فما للنّساء وما للسّباب !
أما حسبنا ما أتينا به ؟ * لك الخير من هتك ذاك الحجاب
ومخرجها اليوم من بيتها * يعرّفها الذّنب نبح الكلاب
إلى أن أتانا كتاب لها * مشوم فيا قبح ذاك الكتاب ! « 2 »
هامش
( 1 - 1 ) [ جاء هذا في هامش البحار ] .
( 2 ) - چون عايشه همت خروج كرد ، شتر از براي أو بياوردند ، سخت وبزرگ وبلند وعسكر نام .
عايشه چون نام عسكر شنيد ، از خروج ابا كرد وگفت : « مرا رسول خبر داد وفرمود : يا عايشه ! خود را نگهدار كه بر شتر عسكر نام سوار شوى وبه حرب روى وسگان « حوأب » بر شتر تو جهند . »
طلحه وزبير لباس شتر بگردانيدند وأو را مغرور كردند ودر آنجا نشاندند . آخر ، عايشه آواز به قتال ومحاربهء با على به طلب خون عثمان بلند كرد . امّ سلمه منادى فرمود : « نبايد كه هيچكس به حرب على رود كه آنكس كه به حرب أو رود ، كافر باشد وعاصى . »
وطلحه وزبير عوام وسعد ومروان حكم وعبد الرحمان ومحمّد بن طلحه وعبد الرحمان أسيد وعبد اللّه حكيم حزام وايشان را أبناء الطلقا خواندندى . با عايشه بيرون رفتند ومروان حكم ، سعيد العاص را به حرب وخروج به طلب خون عثمان دعوت كرد . سعيد گفت : « اى مروان ! اين جمله كه با تو همراهند ، كشندگان عثمانند وبا تو مىآيند . » مروان أو را رها كرد .
مالك اشتر نامهاى به عايشه نوشت كه : « از خدا بترس كه تو را فرموده است : « وقرن في بيوتكنّ » ! وپرده رسول مدر كه بدنامى رسول است كه زن أو در ميان لشگر رود وحرب كند . »
عايشه گفت : « مالك اين سخن از آن سبب مىگويد كه أو نيز سعى كرد به قتل عثمان . »
أمير المؤمنين با هفتصد مرد بيامد وبه ذي قار فرودآمد . عايشه چون بدانست ، نامهاى به حفصة نوشت كه : « على به ذي قار فرودآمد وزهرهء آن ندارد كه پيش آيد يا بازگردد . » با اين عبارت : « إن تقدّم نحر ، وإن تأخّر عقر » ؛ يعنى : اگر پيشآيد ، سر أو بريده شود واگر برگردد ، پى كرده شود . »
چون نامه به حفصة رسيد ، مغنيات را بخواندند واين معنى را به نظم آوردند وبر آن دفوف مىزدند :
« صدق رسول اللّه البغض يتوارث » عداوت از پدران به ميراث رسيد به دختران . » -