تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
هامش
- است . اما در كار فدك چه توانم كرد ؟ آيا تو مىپسندى كه من با پدر تو مخالفت آغازم وفرمان أو را ديگرگونه سازم ؟ » چون أبو بكر خواست به اين مغلطه‌كارىها وروباه‌بازىها حق را بپوشاند ، واين أكاذيب وافترائاتى كه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه واله وسلم بربست ونرمى وگرمى وآرامى را كه به خرج آن مخدره داد . به گمان اين كه مىتواند باطل را لباس حق بپوشاند ، وخود را عادل وبىغرض وبىطرف معرفى بنمايد ، ولى دوباره فاطمه زهرا عليها السّلام چون درياى متلاطم به موج آمد ، وأكاذيب واراجيف أو را برملا كالنار على المنار فرمود . فقالت : سبحان اللّه ما كان رسول اللّه عن كتاب اللّه صادفا ، ولأحكامه مخالفا ، بل كان يتبع أثره ، ويقفوا سورة . أفتجمعون إلى الغدر اعتلالا عليه بالزّور ؟ وهذا بعد وفاته شبيه بما بغي له من الغوائل في حياته . هذا كتاب اللّه حكما عدلا ، وناطقا فصلا يقول :يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ ،وَوَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ .فبيّن عزّ وجلّ فيما وزّع عليه من الأقساط ، وشرّع من الفرائض والميراث ، وأباح من حظّ الذّكران والإناث ما أزاح علة المبطلين ، وأزال التّظنّي والشّبهات في الغابرين . كلّابَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً ، فَصَبْرٌ جَمِيلٌ ، وَاللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ .فرمود : پاك ومنزه است خداوند . همانا رسول خدا صلّى اللّه عليه واله وسلّم جز به كتاب خداوند كار نمىكرد ، وهميشه پيرو قرآن بود . شما بيرون قانون شريعت از در مكر وخديعت بعد از وفات پيغمبر افترائات به رسول خدا بستيد ، واين عمل شما بعد از وفات پدر بزرگوارم همانند آن غائله‌هايى است كه در حيات أو در ليلهء عقبه به قصد قتل أو دنبال مىكرديد ، اينك كتاب خدا حاكم وعادل وفاصل بين حق وباطل است . در قصهء زكريا عليه السّلام مىفرمايد : زكريا عرض كرد : « پروردگارا ! مرا فرزندى بخش كه ميراث از من واز آل يعقوب برد . » ومىفرمايد : « داود از بهر سليمان ميراث گذاشت » وهمچنين بهرهء ذكور وإناث را معين فرمود ، حظوظ دختران وپسران را روشن ساخت ، ودست حيلت‌گران را از اجراى باطل والقاى شبهات بازداشت . شما نيز اين جمله را مىدانيد ، وبه هوا جس نفساني وتسويلات شيطانى وصول آمال وامانى را ساختگى همى كنيد . لاجرم شكيبايى نيكو است . من دل بر صبر نهادم ، واز خداوند استعانت مىجويم كه آن منتقم حقيقي كيفر كردار شما به اين أكاذيب كه بر پيغمبر بستيد ، در كنار شما بگذارد . » أبو بكر را ديگر مجال انكار نماند . ناچار از در مكر وخديعت به تصديق آن مخدره زبان برگشاد وگفت : صدق اللّه ورسوله ، وصدقت ابنته ، أنت معدن الحكمة ، وموطن الهدى والرّحمة ، وركن الدّين ، وعين الحجّة ، لا أبعد صوابك ، ولا أنكر خطابك ، هؤلاء المسلمون بيني وبينك ، قلّدوني ما تقلّدت ، وباتّفاق منهم أخذت ما أخذت ، غير مكابر ، ولا مستبدّ ومستأجر ، وهم بذلك شهود . أبو بكر گفت : « خدا ورسول راست گفته‌اند وتو اى دختر محمّد از در راستى سخن كردى وتويى معدن رحمت وموطن هدايت ومصدر رحمت وعمود شريعت وعين حجت تو را از طريق صواب وسداد بركنار ندانم وگفتار تو را انكار نكنم ؛ ولى اين مسلمانان قاضى بين من وتو باشند . آنچه انجام داده‌ام اينان برعهدهء من گذاردند وبا توافق آنان وبدون قصد زورگويى واستبداد ومقدم داشتن ديگرى اين ( فدك ) را از تو گرفتم . اينك همگان حاضرند وناظر بر آنچه من مىگويم گواهى دهند . » -