هامش
- يعنى : عرض كرد : « اى پسر أبو طالب ! همانا خويشتن را در شمله پيچيدهاى همانند جنين در رحم ، ودر گوشهء خانه روى از مردم پنهان كردهاى همانند شخص متهم . تو بالهاى بازان شكارى را مىشكستى ، واكنون پر پرندگان بىبال وپر بر تو تأثير كرده است ؟ اينك پسر أبى قحافه ! عطيهء پدر مرا ، وبلغه فرزندان مرا ، از من باز گرفت ، وبه غصب آن را تصرف كرد ، وجهارا با من دق باب مخاصمت ومبارات مىكند .
امروز چند كه توانست در سخن گفتن بر من فزونى جست ، وبه غلظت طبع وشر است خوى جسارت نمود ، ومردم أوس وخزرج به من اعتنايى نكردند . مهاجران دست از حمايت من برداشتند ، وأولاد قيله وديگر مردمان چشمها فرو خواباندند ، ومرا ناديده انگاشتند ، ودر دفع ترك وتاز أو هيچ دافعى ومانعى به جاى نماند . همانا من با سينهاى پراز خشم كه فروخورده بودم از خانه بيرون شدم ، وذليل وزبون باز آمدم . تو نيز خويشتن را در مضيق مذلت درانداختى ، آن روز كه منزلت ومكانت خويش را ديگرگون ساختى ؛ از پس آن كه گرگان عرب را فريسهء شمشير آبدار نمودى . ولى اكنون خاك را فرش خود قرار دادهاى ، نه گويندهاى را از كلام بازداشتى ، ونه از باطلى منع نمودى ، ومن اختياري از خود ندارم .
كاش از اين پيش مىمردم ، واين روز را نمىديدم . عذر من به درگاه خداوند همين بس كه أبو بكر متجاوز بود ومن مىخواستم از تو حمايت كرده باشم . اى واي بر شبهاى من ! اى واي بر روزهاى من ! سايهء پدر از سرم رفت . بازويم سست شد . چه كنم جز اين كه شكايت به نزد پدر برم ورعايت از حضرت داور خواهم ؟ »
آنگاه روى نياز به درگاه خداوند چارهساز آورد وگفت : « الها ! پروردگارا ! نيروى تو از همه كس افزون است ، وعذاب وعقاب تو از حوصله حساب بيرون است . »
اين وقت أمير المؤمنين فرمود : لا ويل عليك ، بل الويل على شانئك ، نهنهي عن وجدك يا بنة الصّفوة وبقيّة النّبوّة ، فما ونيت عن ديني ، ولا أخطأت مقدوري ، فإن كنت تريدين البلغة فرزقك مضمون ، وكفيلك مأمون ، وما أعدّ لك أفضل ممّا قطع عنك فاحتسبي اللّه . فقالت : حسبي اللّه وأمسكت .
أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « ويل وواي از براي تو مباد ! بلكه واي بر كسى است كه بغض تو را دارد وبا تو بد رفتار مىكند ، خشم مگير ، اى دختر برگزيدهء موجودات ويادگار نبوت . تو خود مىدانى وعالم هستى كه من در كار دين سستى نكردم ، وآنچه درخور بازوى من بود ، تقاعد نورزيدم . اكنون از اين جوش وخروش آرام گير ، وآتش دل وشرارهء سينهء خود را به آب صبر وشكيبايى خاموش فرما . همانا خداوند كفيل امر وضامن رزق تو است . آنچه از بهر تو نهاده ، بهتر از آن است كه از تو قطع شده . پس در راه خداوند طريق شكيبايى ومصابرت پيشدار . »
لا جرم فاطمه عرض كرد : « خداوند متعال كفايت امر مرا خواهد فرمود وخاموش شد . »
محلاتى ، رياحين الشريعة ، 1 / 314 - 341
اسناد ورجال متن كامل خطابهء حضرت زهرا عليها السّلام
اسناد خطابهء حضرت زهرا عليها السّلام در مسجد بعنوان پشتوانهء متن آن چنين است :
روايت حضرت زينب كبرى عليها السّلام : [ . . . ] -