هامش
- العرب تقدح بعودين تحك بإحداهما على الآخر يعنى شروع كرديد كه بيرون آوريد شعلهء آتش را ، ( تسرّون ) ضدّ الاعلان ، ( حسوا ) شرب المرق ، ( ارتغاء من الرغوة ) كف شير را گويند واين مثلي است ميان عرب براي كسى كه مىخواهد ارائه كند به مردم كه من نفع به غير مىرسانم وحال آنكه در باطن نفع خود را طالب است ، ( خمر ) كفرس ما واراك من خزف أو شجر أو جبل ، ( الضرّاء ) بالضاد المعجمة المفتوحة والراء المخففة الشجر الملتف في الوادي والخمر ، ( والضرّاء ) كناية عن إعراص المنافقين عن آل الرسول صلّى اللّه عليه واله وسلم ، ( المدى ) جمع مدية بضم الميم وهي السكين والشفرة ، ( حزّ المدى ) قطع الشيء من غير إبانة وخز السّنان الطعن بالرمح .
يعنى : چون خداوند متعال پيغمبر خود را به سراى ديگر تحويل داد ، واريكهء حشمت أو را در دار أنبيا واصفيا نهاد ، خصومتى كه در خاطر از در نفاق پنهان داشتيد ، آشكار ساختيد ، وكهنه وفرسوده شد حجاب حشمت دين ، وسخنسرا شدند اخرسان گمراه وشعر سرودند ، خشم فروخوردهء گمراهان به تكلم درآمد ، باطلكنندگان سخن حق چون شتر پرواره دمفشانى كردند ، وبه صدا وآواز درآمدند در عرصات وميدانهاى شما شيطان سر بركشيد از بنگاه خود ، وندا درداد از براي دعوت خود ، ويافت شما را كه أجابت كرديد دعوت أو را وفريفته شديد فريب أو را . پس جنبش داد أو شما را . چستوچالاك به جنبش آمديد وخشمناك خواست شما را وسخت خشمناك شديد . پس داغ زديد غير شتر خود را ، ودرآورديد بيرون آبگاه خود را ، كنايت از آنكه متصدى خلافت وامامت شديد ، با اين كه حقي وبهرهاى نداشتيد ، وحال آنكه عهد پيغمبر در غدير خم مدتي از آن نگذشته ، واز وفات پيغمبر زماني سپرى نشده ، وزخم دل ما هنوز بهبودى نگرفته ، وجراحت سينه ما التيام نپذيرفته بود . رسول خدا را هنوز آب كفن خشك نشده بود ، كه به دستآويز حدوث فتنه ، غصب خلافت شد وخويش را در فتنه درانداختيد ، وكافر شديد ، وجهنم محيط است بر كافران . هيهات چه رسيد شما را ، وبه كجا مىرويد ، وحال آن كه كتاب خدا در ميان شما است ؛ امورش پيدا واحكامش هويدا . نواهيش لايح ، واوامرش واضح است . همانا مخالفت ورزيديد با قرآن كريم وقرآن را از پس پشت انداختيد . آيا روى برتافتيد از قرآن ؟ وبيرون قرآن حكم خواهيد كرد ؟ بد بدلي است از براي ستمكاران ؛ ( يعنى : ديني غير دين اسلام وحكمي غير حكم قرآن اتخاذ نمودن ، بد بدلي است ) وخداوند فرمود ، هر كه به غير دين اسلام ديني اختيار نمايد ، آن دين از أو مقبول نباشد وآن كس در آخرت از زيانكاران است ، وشما توقف ودرنگ نكرديد ، به مقدارى كه ساكن شود تنفر از اين شترى كه به ناحق غصب نموديد ، وكشيدن آن شتر سهل وآسان شود ( يعنى : سزاوار چنان بود كه بعد از غصب خلافت وارتاب اين امر فظيع اندكى صبر مىكرديد ومتعرض قبايح ديگر نمىشديد . ولى شما تا كار خلافت خود را محكم كرديد ، شروع در تهييج فتنه وآشوب نموديد ، وفدك را نيز به همين زودى از من به غصب برديد .
آنگاه به افروختن آتش فتنه وفساد شروع كرديد ، وبدعتها را آشكار كرديد ، وصداى شيطان گمراه كننده را أجابت نموديد ، وفرونشانيدن أنوار دين را شعار خود كرديد ، ومحو كردن سنتهاى دين نبي صفى را خواستار شديد . در پس پرده به مكر وحيله وتزوير ، آثار دين مبين را نابود كرديد ، ودر لباس -