هامش
- گفت . از ايشان جويا شدم ( كه در كجا هستند ) . حكيمه پاسخ داد : « در غيبت بهسر مىبرند . »
گفتم : « پس شيعيان به چه كسى پناه ببرند ؟ »
گفت : « به جدهاش مادر امام حسن عسكرى عليه السّلام . »
گفتم : « به چه كسى اقتدا كرد ؟ كه زنى را وصى خود قرار دادد ؟ »
گفت : « اين اقتداى به حسين عليه السّلام است كه در ظاهر به خواهرش زينب وصيت كرد وهرچه از علوم امام سجّاد عليه السّلام خارج مىشد ، از زبان زينب سلام اللّه عليها بود تا امر امام پوشيده ماند .
از اين روايت شريف مىتوان چنين استفاده كرد كه زينب كبرى صلوات اللّه عليها بعد از آن كه به مدينه بازگشت ، مدتي مرجع شيعه در احكام دين بود تا مفاد حديث تحقق يابد .
به خاطر اين نكتهء دقيق بود كه شهيد راه عزّت ودين ، خواهرش را همراه خود كرد ؛ زيرا مىدانست هدفى كه خود را فداى آن مىسازد ، با نيرنگ سلطنت جائر بنى اميّه دگرگون شده است واگر بيان كوبندهء خواهرش نباشد ، حقيقت آن مسخ مىشود وهيچكس هم در آن موقعيت خطير كه خاندان رسالت در محاصرهء شمشيرها ونيزهها بودند - هرچند كه بزرگ قبيلهء خود بود - توان سخن گفتن نداشت تا چه رسد به توفيدن بر دشمن وپرده برداشتن از حقيقت ، وتنها در آن ميان عقيلهء بني هاشم با زبان برندهتر از شمشير خود پرده از جنايات ابن مرجانة ويزيد بن معاوية برگشاد .فتشاطرت هي والحسين بدعوة * حتم القضاء عليهما أن يندبا
هذا بمشتبك النّصول وهذه * في حيث معترك المكاره في السّبا ( 2 )أو وحسين عليه السّلام هماهنگ با هم نهضتى را برپا داشتند كه تقدير الهى آن را بر ايشان رقم زده بود . سالار شهيدان در ميان نيزه وشمشير به اين مهم پرداخت ، وخواهر مظلومهاش هم در چنگال اسارت دشمن .
بر همين أساس است كه مىبينيم سرور زنان عالم صدّيقهء كبرى ، فاطمه زهرا سلام اللّه عليها به پاسدارى از خلافت عظماى الهى ، آن هنگام كه از أمير مؤمنان صلوات اللّه عليه پيمان بر سكوت گرفته شده بود ، مىپردازد ودر مسجد پيامبر صلى اللّه عليه وآله آن خطبهء بليغ را در جمع انبوه مهاجر وأنصار ادا مىكند .
اين انتقال رسالت از سيّد الشهدا به زينب كبرى نيز براساس اين آيندهنگرى بود كه حضرتش طبق فرمودهء جدش رسول خدا صلّى اللّه عليه واله يقين داشت كه دشمن به نهايت پستى وپليدى هم كه برسد وغيرت وتعصب را كنار گذارد ، به حرم ايشان قصد سوء نمىكند . اين موضوع را حضرت در آخرين وداع به آنان فرمود : البسوا أزركم واستعدّوا للبلاء واعلموا أنّ اللّه حاميكم وحافظكم وسينجيكم من شرّ الأعداء ويجعل عاقبة أمركم إلى خير ويعذّب عدوّكم بأنواع العذاب ويعوّضكم عن هذه البليّة بأنواع النّعم والكرامة ، فلا تشكوا ولا تقولوا بألسنتكم ما ينقص من قدركم .
لباس ( حرمان ) بپوشيد وآمادهء بلا باشيد . بدانيد كه خداوند حامى وحافظتان مىباشد وشما را از شرّ دشمنان نجات مىدهد وعاقبت امر شما را نيكو مىكند ودشمنانتان را به أنواع عذاب مبتلا مىسازد ودر مقابل اين بلايا ، نعمتهاى گوناگون وكرامت خود را به شما ارزانى مىفرمايد . پس لب به شكوه مگشاييد وسخنى كه از قدرتان بكاهد ، بر زبان نياوريد . -