هامش
-وتشاطرت هي والحسين بدعوة * حتم القضاء عليهما أن يندبا
هذا بمشتبك النّصول وهذه * في حيث معترك المكاره في السّباأو وحسين عليهما السّلام به طور مساوى شريك در نهضتى هستند كه تقدير الهى بر آنان حتم نموده بود كه براي آن بهپا خيزند . حسين عليه السّلام در ميان شمشيرها ونيزهها به اين مهم قيام كرد واين بانو در چنگال اسارت دشمنان بود .
چنانكه اين كمال نفساني ونفس مطمئنه زينب كبرى عليها السّلام بود كه برادرش بر خود واجب ديد كه أو را در سفر خود به شهيدستان كربلا همراه خويش سازد ؛ زيرا حضرتش مىدانست كه وى قدرت نفساني لازم براي دريافت اسرار امامت واداى آنها در موارد لازم را به نحو شايستهاى داراست .
همين عظمت شأن أو بود كه وى را براي به دوش كشيدن مقدارى از بار گران امامت بعد از واقعهء كربلا ، به منظور حفظ حضرت سجّاد عليه السّلام از ستم دشمنان آماده ساخت ؛ چنانكه هرچند كه مرجع اصلى اخذ احكام حضرت زين العابدين عليه السّلام بود ، اما به ظاهر ، شيعيان در دوران اسارت آل اللّه در كوفه وشام به اين بانو براي پرسش از وظايف واحكام خود مراجعه مىكردند ؛ در حديث آمده است كه :
أحمد بن إبراهيم گويد : ( در أوائل غيبت صغرى ) نزد حكيمه دختر امام جواد عليه السّلام وخواهر حضرت هادي عليه السّلام رفتم وبا أو از پشت پرده سخن گفتم واز اعتقادش سؤال كردم . وى امامان خود را برايم نام برد تا اين كه گفت : « وآخرينشان حجّت بن الحسن عليه السّلام است » ؛ ونام حضرتش را برايم بازگو كرد .
گفتم : « فدايت شوم ، شما أو را ديدهايد ؟ يا دربارهاش چيزى شنيدهايد ؟ ژ
گفت : « اطلاع من بر طبق خبري است كه امام عسكرى عليه السّلام به مادرش نگاشته است . »
گفتم : « اين فرزند كجاست ؟ »
گفت : « در نهان است . »
گفتم : « شيعه به چه كسى روى آورند ؟ »
گفت : « به جدّه ، مادر امام عسكرى عليه السّلام . »
گفتم : « به چه كسى اقتدا جست كه به يك زن وصيت كرده است ! »
گفت : « اين امر به شيوهء حسين عليه السّلام است كه در ظاهر به خواهرش زينب عليها السّلام وصيت كرد ، واز اين رو فرمايشاتى كه امام سجّاد عليه السّلام مىفرمود ، از زبان زينب خارج مىشد تا اين كه حضرتش از دشمنان مصون ماند . »
پاكپرور ، ترجمه العبّاس ، / 142 - 144
همچنان كه به خاطر نفس قدسي وثبات قلب وشايستگىاش براي حمل اسرار الهى واداى آنها در مورد لازم ، برخى از وظايف امام معصوم را بعد از واقعهء كربلا بر دوش داشت ومردم در احكام شرع به جاى مراجعه به حضرت سجاد عليه السّلام به أو رجوع مىكردند تا امام از كيد دشمنان در أمان ماند .
أحمد بن إبراهيم گويد : از حكيمه دخت امام جواد عليه السّلام دربارهء پيشوايانش كه طاعتشان را بر گردن داشت ، پرسيدم . أو يكيك أئمة عليهم السّلام را برايم برشمرد تا اين كه به حجة بن الحسن عليه السّلام رسيد ونامش را -