هامش
- بلكه مىتوان گفت كه مصيبت وشكيبايى اين مظلومه بيرون از حضرت سيد الشهدا از تمامت شهدا ومصيبتزدگان دشت كربلا وأغلب أنبيا وأوليا برافزون است . خداى داند در اين گوهر بحر عصمت واختر برج عفت چه وديعتي برنهاده است كه عقول مردان روزگار واولياى كردگار را متحير ساخته ودر بحار تفكر ، حيرتزده وسرگشته بيفكنده است .
همانا انبياى سلف را كه مقام آزمايش فرا رسيدى ، به هر تن يك بليّت دچار شدى ؛ چنان كه آدم را فراق بهشت وخليل را آتش نمرود ونوح را زحمت قوم وموسى را رنج فرعون وسليمان را آفت ديو وجرجيس را صدمت قتل ويعقوب را هجران يوسف وزكريا را زحمت آنگونه كشتهشدن وعيسى را مقاسات بر دارشدن وهمچنين أغلب انبياى عظام عليهم السّلام هر يك به يك بليّت خواه شديد يا أشد دچار شدند وزنان بزرگ چهان نيز پارهاى به پارهء بليات مثل آسيه وأمثال أو گرفتار شدند ؛ لكن مصيبت هيچيك هم چون مصيبت حضرت زينب خاتون نبوده ومصيبت اين مخدره بزرگتر وشديدتر است .
بيان مراتب رضا وتسليم حضرت زينب كبرى سلام اللّه عليها
معلوم باد كه برترين مراتب شرف نفس وقوت ايمان ، رضا به قضاى يزدان وتسليم صرف وتوكل كامل است تا به هرچه از جانب خداى واحد رسد ، از صميم قلب رضا دهند وهر تيرى از سهام حوادث بر چشم ودل منزل نهند ودر همه به چشم رضا وقلب سليم وسر تسليم بنگرند واگر نيش بارد ، نوش خوانند واگر نوش رسد ، شكر نمايند .
چون در مجارى حالات حضرت عصمت صغرى آن مراتب حلم وبردبارى وتسليم ورضا وتوكل وتوسل بنگرند ، معلوم مىشود كه در مراسم توحيد وعرفان در ميادين أئمة طاهرين صلوات اللّه عليهم أجمعين به عرض امتحان وآزمايش نمايش ودر جلوهگاه اولياى اله گزارش دارد واگر جز اين بودى ، در احتمال اندكى از بسيارش جان از كالبد بگذاشتى ؛ چنانكه از پارهاى كلمات وحكايات وخطب آن حضرت در موارد عديده چنانكه از اين پس مذكور شود ، مراتب توكل تام وكمال توحيد ومدارج عرفان وايمان وايقان آن حضرت معلوم خواهد شد .
هماكنون به پارهاى فقرات أشارت مىرود :
در كتاب مجالس المتقين از مؤلفات واصل به رحمت پروردگار شهيد أحد ملّا محمّد تقى شهيد ثالث أعلى اللّه مقامه مسطور است كه : « عرفان مراتب توحيد حضرت زينب خاتون سلام اللّه عليها قريب به مقامات امامت بود . »
چنان كه در آن هنگام كه امام زين العابدين صلوات اللّه عليه را در قتلگاه نظر بر جسد أنور پدر وبرادران افتاد ، قلب مباركش از جا كنده شد وبه حدى چهرهء مباركش زرد شده بود كه گفتى روح مقدّسش به آشيان قدس پرواز جسته است . زينب عليهما السّلام آن حضرت را تسلّى همى داد وهمى گفت : « اى جان برادرزادهام ! آرامباش كه اين عهدي است كه در أزل بود وحديث امّ أيمن را مذكور فرمود . »
ونيز در كتاب مسطور مىفرمايد در آن حال كه حضرت زينب وعباس عليهما السّلام هر دو تن كودك بودند ، يكى بر زانوى راست جناب أمير المؤمنين عليه السّلام ويكى بر زانوى چپ آن حضرت نشسته بودند . -