تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 907

مساهمون:

ص٩٠٧
هامش
- است كه هيچ چيز عوض آن نمىتواند شد . » پس ، ساعتي هردو گريستند . پس أمير المؤمنين عليه السّلام سر حضرت فاطمه عليها السّلام را ساعتي به دامن گرفت وآن حضرت را به سينهء خود چسبانيد . فرمود كه : « هرچه مىخواهى وصيت بكن كه آنچه فرمايى به عمل مىآورم وامر تو را بر امر خود اختيار مىكنم . » پس فاطمه عليها السّلام گفت كه : « خدا تو را جزاى خير دهد ، اى پسر عم رسول خدا صلّى اللّه عليه واله . وصيت مىكنم تو را أول كه بعد از من امامه را به عقد خود درآورى ، زيرا كه مردان را چاره از زن گرفتن نيست . أو براي فرزندان من مثل من است . » پس گفت كه : « براي من نعشى قرار ده ، زيرا كه ملائكة را ديدم كه صورت نعش براي من ساختند . » حضرت فرمود كه : « وصف آن را براي من بيان كن . » پس وصف آن را بيان كرد ، وحضرت از براي أو درست كرد وأول نعشى كه در زمين ساختند ، آن بود . پس گفت كه : « باز وصيت مىكنم تو را نگذارى بر جنازهء من حاضر شوند ، يكى از آنهايى كه بر من ستم كردند وحق مرا گرفتند . چه ايشان دشمن من ودشمن رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله‌اند ونگذارى كه احدى از ايشان واتباع ايشان بر من نماز كنند ومرا در شب دفن كنى در وقتي كه ديده‌ها در خواب باشد . » قمى ، منتهى الآمال ، 1 / 136 - 137
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 907 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية