تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 895

مساهمون:

ص٨٩٥
وبادر ابن مطيع إلى القصر ، فتحصّن فيه في طائفة من أصحابه ، وأقبلت همدان حتّى تسلّقوا القصر بالحبال من ناحية دار عُمارة بن عُقبة بن أبي مُعَيْط . فلمّا رأى ابن مطيع ضعفه عن القوم ، سأل الأمان على نفسه ومن معه من أصحابه ، فأجابه المختار إلى ذلك ، فأمّنه . فخرج ابن مطيع . « 1 » الدّينوري ، الأخبار الطّوال ، / 291 - 292 ( ط دار إحياء الكتب ) واجتمعت طائفة وكان ابن مطيع عامل ابن الزّبير على الكوفة ، فجعل يطلب الشّيعة ويخيفهم ، فواعد المختار أصحابه ، ثمّ خرجوا بعد المغرب وصاحب الجيش إبراهيم بن مالك بن الحارث الأشتر ونادى : يا لثارات الحسين بن عليّ ، وكان ذلك سنة 66 .
هامش
( 1 ) - اين خبر به‌اطلاع عبداللَّه‌بن مطيع رسيد ، دستور داد كه إبراهيم را دستگير كنند وگروهى را به خانهء أو فرستاد . چون اين خبر به مختار رسيد ، يك‌صد سوار به يارى إبراهيم فرستاد وچون آنان پيش إبراهيم رسيدند ، بر أصحاب ابن‌مطيع حمله كرد ، آنان گريختند وإبراهيم به سوى دارالاماره حركت كرد . مختار هم خود را با هفت هزار سوار به أو رساند . عبداللَّه‌بن‌مطيع در كاخ خود متحصن شد ، به نگهبانان وسپاهيان پيام داد وحدود سه هزار تن آمدند . مختار هم ندا داد كه‌اى خون‌خواهان حسين عليه السلام ! وحدود ده هزار مرد از كساني كه با أو براي خون‌خواهى امام حسين عليه السلام بيعت كرده بودند ، آمدند ودر اين باره عبداللَّه‌بن هَمّام چنين سروده است : « در شب قيام مختار وقايعى اتفاق افتاد كه جوانان را سرگردان كرد واز كارهاى جوانى بازداشت . مختار فرياد برآورد : اى خون‌خواهان حسين ! ولشگرها پس از پاسى از شب از قبيلهء همدان آمدند . از قبيلهء مذحج هم رئيس ايشان كه پسر مالك است لشگرها را از پى يكديگر مىآورد ويزيد هم با جوانان دلير واستوار قبيله أسد ، براي يارى أو آمد . » عبداللَّه‌بن مطيع از قصر خود بيرون آمد ولشگرهاى أو جمع شدند . مختار هم با ياران خود به أو حمله كرد . بر مقدمهء سپاه مختار ، ابراهيم‌بن اشتر بود ودو لشگر روياروى شدند وجنگ كردند . گروه بسيارى از لشگر عبداللَّه‌بن مطيع كشته وديگران فرارى شدند . ابن‌مطيع ناچار به قصر پناه برد وبا گروهى از خواص خود متحصن شد . افراد قبيلهء همدان از محل خانهء عمارة بن عُقْبَةبن ابىمُعَيْط با ريسمان از ديوار كاخ بالا رفتند وچون ابن‌مطيع ناتوانى خود را در برابر ايشان ديد ، از مختار براي خود وهمراهان أمان خواست ، مختار تقاضاى اورا پذيرفت وبه أو أمان داد . ابن مطيع از كاخ بيرون آمد . دامغانى ، ترجمهء اخبار الطوال ، / 336