ثمّ صعد المنبر وأعلم النّاس بقتله عليه السلام وقرأ كتاب عبيداللَّه على المنبر وأنشد الرّجز المذكور [ عجّت نساء بني زياد عجّة كعجيج نسوتنا غداة الأرنب ] وأومأ إلى القبر الشّريف وقال : يوم بيوم بدر . فأنكر عليه قوم من الأنصار .
المازندراني ، معالي السّبطين ، 2 / 63 - 64
هامش
- گفت : « اگر فاطمه دختر رسول خدا زنده بود وسر بريدهء فرزندش حسين را مىنگريست ، آتش در جگرش زبانه زدن مىگرفت وسيلاب از چشمش مىريخت . »
عمرو بن سعيد گفت : « ما با فاطمه نزديكتريم از تو . پدر أو عم ما است وشوهر أو برادر ما است وفرزندان أو فرزندان ما است ؛ لكن اگر فاطمه زنده بود ، آتش در جگر أو زبانه مىزد وآب از ديدهء أو سيلان مىنمود . اما قاتل أو را كه دافع بود ، از نفس خود ملامت نمىفرمود . »
1 . تصريح : آشكار گفتن . تلويح : مطلبي را به گوشه وكناية فهمانيدن . تذكره : يادآورى .
2 . إزاء : برابر ، مقابل .
3 . قرع صماخ : كوبيدن پردهء گوش . نقر سماع : صدا كردن در گوش . ومقصود از اين دو جمله ( به طور كناية ) رسيدن سخن به گوش كسى با شد ووضوح مىباشد .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السلام ، 3 / 81 - 81