هامش
- اشكالى است كه وجهي ندارد وانجام اين كار به طريق طي الأرض وخوارق العادة دليلي ندارد وقابل اعتنا نيست ، زيرا عبارت أبو ريحان در أصل عربى الآثار الباقية كه كلمهء ( رد ) دارد ، ولى در آخر عبارت هم كلمهء ( بعد انصرافهم من الشام ) را نيز دارد كه ملحقكردن رأس أطهر بهبدن مبارك بعد از مراجعت وبرگشت از شام را مىرساند وصريح در آن است كه قابل هيچ گونه خدشه نيست .
پس ، اينكه بعضي از معاصران گفتهاند كه در كتابش آمدن اسراى اهلبيت عليهم السلام وبانوان ومخدرات خاندان رسالت صلى الله عليه وآله وسلم را به كربلا نتوانسته انكار نمايد وقبول كرده است ، ولى در آخر كلامش گويد كه از عبارت سيد رحمه الله در نمىآيد كه اين تشرف آنها در بيستم صفر بوده باشد واين حرف أو بىوجه واشكال تراشى وجمود بيشترى نيست . خوب است عين عبارت وى نقل شود :
از نقل سيد بن طاووس در « ملهوف » دانسته مىشود كه خانوادهء امام شهيد پس از مراجعت از شام ، أول به زيارة قبر حسين آمدند ودر همان زمان نيز كاروانى از حجاز براي زيارة آمد . جابر بن عبداللَّه انصارى وجمعى از بني هاشم با خاندان امام شهيد مصادف شدند وچند روز ماندند واقامهء مجالس سوگوارى كردند وزنان اعراب نيز در آن مجالس شركت داشتند واين نقل با اعتبار مساعد است . أهل بيت امام كه نتوانستند در كربلا عزادارى كنند وبدنهاى قطعه قطعه شده را وداع ودفن كنند ؟ در اين موقع كه آزاد شدند ، چگونه جبران گذشته نمىنمايند ؟ آنان كه در منزل يزيد مجالس سوگوارى وعزا به پا مىكنند ، چگونه از زيارة قبر حسين وشهدا واقامهء عزا در نزد خاك آن بزرگان خوددارى مىكنند . تسكين آلام داغديدگان به همين است كه بر سر آن خاك بيايند وگذشته را به ياد بياورند ودر هر گوشهاى بنشينند واقامهء عزا بنمايند ؛ جايى كه أمير المؤمنان عليه السلام پيش از واقعهء عاشوراى كربلا بيايد وگريهها بكند وبگويد كه در اينجا شتران بر زمين مىنشينند ودر اينجا فرود مىآيند ودر اينجا خونشان ريخته مىشود .
« قرب الإسناد محمد بن عيسى عن القداح عن جعفر بن محمد عن أبيه قال : مرّ علي عليه السلام بكربلاء في اثنين من أصحابه فلما مرّ بها ترقرقت عيناه للبكاء ثمّ قال : هذا مناخ ركابهم وهذا ملقى رحالهم وهيهنا تهراق دمائهم طوبى لك من تربة عليك تهراق دماء الأحبة » .
چگونه امام سجاد عليه السلام بعد از واقعهء كربلا به زيارة قبر پدر نيايد ويادى از أيام گذشته ننمايد وهمچنين زينب كبرى عليها السلام وساير خاندان از زنان ودختران وخواهران حضرت سيد الشهدا مگر ممكن است كه حسين را فراموش كنند وبه زيارة أو نيايند ؟ در روايتي ديدم كه أبو حمزه ثمالى مىگويد : در مسجد كوفه بودم . شخص غريبى آمد ومشغول نماز شد . مجذوب أو شدم ، چون حال خوشى داشت . پس از نماز بيرون رفت . أو را تعقيب كردم تا به جايى رسيد كه دو شتر ويك غلام حاضر بودند از غلام پرسيدم : « اين شخص كيست ؟ » 8 گفت : « علي بن الحسين است » . نزديك رفتم وسلام كردم . گفتم : « آقا ، اينجا كوفه است . با پدر وجد تو چه كردند ؟ چگونه به اهلكوفه اطمينان نمودى ودر اين شهر وارد شدى ؟ » فرمود : « براي زيارة قبر پدرم وبراي همين نماز كه خواندم وتو ديدى ، آمده بودم ؛ والساعه برمىگردم . »
به خاطر دارم كه اين روايت را صاحب وسايل در باب نماز در مسجد كوفه نقل نموده وظاهراً مقصود -