هامش
- آن كتاب چيزى به يادگار نگذاشته است ، حتى از شاگردانش « أستادنا العلامة المتتبع البحاثة الأكبر » آقاى شيخ آقا بزرگ طهراني نزيل نجف اشرف قدس سره صاحب الذريعة إلى تصانيف الشيعة كه از ثقات علماى شيعه واز خادمان حقيقي عالم اسلام بود ، كتابي در زمينهء كتاب استادش تأليف فرمود وآن را « النقد اللطيف في نفي التحريف » ناميده . در آن خواسته بود تا حدى جسارت وجرأتي را كه از استادش محدث نوري رحمه الله دربارهء قرآن مجيد با تأليف فصل الخطاب صادر شده بود ، ترميم كند واز خشم مسلمانان عليه وى قدرى بكاهد . پس از تأليفش خواست كتاب نامبرده را به نظر شريف أستاذنا الامام آية اللَّه آقاى حاج شيخ محمد حسين كاشف الغطاء قدس سره برساند واجازه وتصديق نمايد وبه طبع برساند ؛ بلكه اين لكهء سياه را از فهرست تصانيف استادش محدث نوري رحمه الله پاك كند ؛ ولى أستاذنا آية اللَّه كاشف الغطاء رحمه الله باز نشر آن را نيز صلاح ندانست چنانچه به خط شريف أستاذنا آية اللَّه كاشف الغطاء رحمه الله ديدم كه در پشت كتاب « النقد اللطيف » تقريظى مرقوم ودر ضمن اشاره فرموده بود كه از نشر آن خوددارى شود وأستاذنا شيخ تهرانى قدس سره خودش آن نسخه وكلمات آية اللَّه كاشف الغطاء را به عنوان تقريظ به من نشان داد وآن بزرگوار به امر مرحوم شيخنا الأستاذ رحمه الله امتثال كرده واز حسن نيت وصافي فطرت وطويت خويش كه جز خدمت به عالم اسلام منظورى نداشت ، از طبع ونشر آن خوددارى فرمود .
پس ، كتابي خواه در أيام جوانى شخص ويا در أيام پيرى وفرسودگى انسان تأليف شده باشد ، از جهت عدم اتقان وعدم اشتمال آن بر تحقيق وديگر مزايا كليت ندارد .
علامهء نوري رحمه الله فرموده است كه لهوف شباهت به ساير تأليفات سيد رحمه الله ندارد ؛ زيرا در آن سند نقليات خود را بيان نفرموده است معلوم مىشود كه در أيام جوانى وهنوز در تأليف وتصنيف ورزيده نبوده وآن را نوشته است . اين ، حاصل فرمايش محدث نوري رحمه الله است .
ولى تعجب است از كثرت حب خويش بر تشديد اشكالات وشبهات در بارهء آمدن اسراى اهلبيت عليهم السلام به كربلا وهرچه مىتوانسته وخواسته است ، از كتب معتبرهء اماميه مانند « لهوف » را از اتقان واستحكام نقليات ساقط نمايد ؛ لذا متشبث به اين حرفها شده است ؛ در صورتي كه به هر منصف خالى از تعسف واضح وآشكار است كه سيد مرحوم لهوف را براي اين كه زائرين قبر أطهر سيد الشهدا عليه السلام آن كتاب را همراه داشته باشند ودر مجالس عزا ذاكرين مصائب آن حضرت آن را بخوانند ، چنانچه در قديم الأيام مرسوم بوده كه از روى كتاب ذكر مصائب مىنمودند وبسيار كار خوبى بوده است كه مرئيه خوان از خود اضافاتى در نقل وقايع ومصايب نمىكرده است ومطلب را از آنچه در كتب معتبره نوشتهاند ، وارونه نقل نمىنموده كه فعلًا در ميان أهل منبر معمول ومرسوم است ؛ بلكه از روى كتاب مقتلى ذكر مصائب مىكردند وآنچه در آن كتاب نوشته بود ، به همان مطالب اكتفا مىشد واگر سيد رحمه الله در لهوف نقليات خودش را به سند آنها نقل وبيان وشرح مىداد ، كتاب لهوفى با اين ترتيب ولطافت وظرافت تأليف نمىشد ومناسب مجالس عزا وخواندن آن در محافل سوگوارى سيد الشهدا عليه السلام نمىشد وبه كار زائر نمىخورد وكتاب لهوف نمىشد ؛ بلكه يك كتاب بزرگ مىگرديد . به اين مناسبت است كه اسناد نقليات خويشتن را بيان نفرموده -