هامش
- است وچون سيد رحمه الله در دقت نظر ووثاقت وامانت وضبط در نقل أحاديث وتواريخ ووقايع نزد عموم علماى اماميه رضوان اللَّه عليهم مورد قبول بوده وهيچگونه حتى سر مويى جاى شبهه واشكال نيست وقطعاً هرچه در لهوف نقل فرموده واز أول كتاب تا آخر آن هرچه بيان كرده با سند ومدرك ونقل از كتب معتبره است ، ولى نظر به علت وجهتي كه ذكر شد ، أسانيد را حذف كرده وبيان نفرموده است .
لذا تمامى نقليات ومحتويات كتاب لهوف سيد رحمه الله نزد علماى اماميه مورد اطمينان واعتماد واعتبار است واز تمام تواريخ ومقاتل كه از علماى شيعه وسنى تأليف كرده ودر تاريخ دشت كربلا به قلم آوردهاند صحيحتر واعتبارش بيشتر است .
كسى كه از نهايت ورع وتقوى وديانت وخوف از خدا كتابي در فقه تأليف نكند واز آيهء شريفه كه در حق رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم فرمود : « ولو تقول علينا بعض الأقاويل لأخذنا منه باليمين ثمّ لقطعنا منه الوتين » 4 بترسد وبه يك كتاب به نام غياث سلطان الورى در قضا از ميت اكتفا نمايد واز نهايت احتياط ونظر به آيهء شريفه « ولا تأكلوا ممّا لم يذكر اسم اللَّه عليه » 5 از هر غذايى كه اسم خدا در تهيه وپختن آن گفته نشده بود ، از خوردن آن اجتناب مىفرموده است ، وكسى كه باب ملاقاة با حضرت بقية اللَّه أرواحنا فداه به وى باز وسعادت درك حضور أقدس آنحضرت برايش حاصل بوده وصاحب كرامات باهره ومقامات معنويهء عاليه بوده است ، آيا همچو شخصيت بزرگ ديني يك قضية را در كتابش بدون سند ومصدر ومستند نگارش مىدهد ؟ لذا بىخود وبىجهت نيست كه كتاب وى در نهايت درجه مورد اعتماد واعتبار در ميان علما وفقها ومؤرخان شيعه قرار گرفته است ، ولى محدث نوري رحمه الله خواسته به همچو كتابي اشكال وارد كند .
ناگفته نماند ، برخى از مردم اذعان دارند ، چنانچه سيد رحمه الله در لهوف وابن نما در مثير الأحزان تصريح فرمودهاند ، اسراى أهل بيت عليهم السلام به كربلا براي زيارة قبر أطهر سيد الشهدا عليه السلام آمدهاند ؛ ولى گويند از آن دو كتاب شريف در نمىآيد كه آمدن آنها در روز بيستم شهر صفر سال 61 هجرت بوده است ؛ چون تصريح به روز وتاريخ ورود اسراى أهل بيت عليهم السلام نفرمودهاند وعين عبارت مرحوم سيد رحمه الله در لهوف به قرار زير است :
« قال : ولمّا رجع نساء الحسين عليه السلام وعياله من الشام وبلغوا العراق قالوا للدليل : مرّ بنا على طريق كربلاء ، فوصلوا إلى موضع المصرع فوجدوا جابر بن عبداللَّه الأنصاري رحمه الله وجماعة من بني هاشم ورجالًا من آل رسول اللَّه صلى الله عليه وآله قد وردوا لزيارة قبر الحسين عليه السلام فوافوا في وقت واحد وتلاقوا بالبكاء والحزن واللّطم وأقاموا المأتم المقرحة للأكباد واجتمع إليهم نساء ذلك السّواد فأقاموا على ذلك أياماً » .
يعنى راوي گفت : چون زنان وعيالات حسين عليه السلام از شام بازگشتند وبه كشور عراق رسيدند ، به راهنماى قافله گفتند : « ما را از راه كربلا ببر » . پس آمدند تا به قتلگاه رسيدند . ديدند كه جابر بن عبداللَّه انصارى وجمعى از بني هاشم ومردانى از أولاد پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم براي زيارة قبر حسين عليه السلام آمدهاند . پس همگى به يك هنگام در آن سرزمين گرد آمدند وبا گريه واندوه وسينهزنى با هم ملاقاة كردند ومجلس عزايى كه دلها را جريحهدار مىكرد ، برپا كردند وزنانى كه در آن نواحي بودند ، جمع شدند وچند روزى به -