تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
هامش
- كتاب « كشف المحجة » را در شصت‌ويك سالگى تأليف فرمود وتأليف آن را از فضل الهى مىشمارد كه خداوند أو را بر تأليف آن دلالت فرموده است . آيا مىشود باور كرد كه در آن كتاب به قول محدث نوري رحمه الله خرابىهايى در نقل بوده باشد ، ولى سيد به مقام اصلاح آن‌ها نيايد وهمين طور آن‌ها را به حال خود باقي بگذارد وبر قرائت آن كتاب ، مردم را توصيه نمايد ؟ چنانچه در اقبال مىفرمايد : « ويقرأ كتابنا الذي سمّيناه بكتاب اللهوف على قتلى الطفوف » 2 . وامر به خواندن لهوف را در روز عاشورا فرموده است ؛ در صورتي كه سيد رحمه الله تا سنين هفتاد سالگى ، يعنى قريب پنج سال قبل از وفاتش به تأليف اقبال مشغول بوده 3 وسيد در اجازه‌اى كه در مجلد إجازات بحار نقل شده ، فرموده است : « وصنّفت كتاب اللهوف على قتلى الطفوف ما عرفت أن أحداً سبقني إلى مثله ومَن وقف عليه عرف ما ذكرته من فضله » . فرمايش بسيار متين است . كسى در تأليف مثل كتاب لهوف به وى سبقت نكرده ودرست است كسى كه از أهل خبره باشد ، مىداند كه نفاست واتقان لهوف از فضل الهى است . از اين بيانات خود سيد رحمه الله كه در موارد متعددة از تأليفات نفيسهء خود نگارش كرده است ومقدارى از آن نقل شد ، به خوبى روشن مىشود كه اگر سيد رحمه الله لهوف را در أيام جوانى هم نوشته باشد ، تا آخر عمرِ شريف خويش آن را تصديق مىنمود وبر اعتبار واتقان آن عقيده‌مند مىبود وكتابي مىدانست كه كسى در تأليف آن بر وى سبقت نگرفته است . علاوة بر آنچه در آخر خود لهوف نگارش كرده ، به آخر آن كتاب مراجعه شود وگذشته از اين‌ها ، مگر قاعدهء كليه است كه هر تأليفى كه در أيام جوانى مؤلفي نوشته شده باشد ، مىتوان گفت كه آن خالى از تحقيق بوده است ومتقن نيست ؟ بسيارى از علما ، كتب زيادى در أيام جوانى خودشان نوشته‌اند ومشتمل بر اتقان وتحقيق واز نفائس تأليفات به شمار است ؛ چنانچه يكى از كتب اربعهء شيعهء اماميه به همين روش تاليف شده است وآن عبارت از تهذيب شيخ طوسي رحمه الله است كه شيخ رحمه الله آن را در بيست وپنج سالگى تأليف كرده واز أيام جوانى خويشتن به نوشتن آن مشغول بوده است . همچنين مگر هر تأليفى كه در أواخر عمر كسى تأليف شده باشد ، داراى اتقان وخالى از شبهات واشكالات مىشود بلكه مىتوان گفت كه قضية برعكس است ؛ زيرا شايد به جهت ضعف قوا وانحطاط آن‌ها آن گونه كتاب از زيور اتقان وتحقيق ونظريات دقيق خالى باشد ؛ چنانچه خود علامهء محدث نوري رحمه الله كتاب فصل الخطاب را در أيام جوانى وكودكى تأليف ننموده ودر سال 1292 ه ق آن را تأليف كرده ودر سال 1320 ه از دار دنيا رحلت فرموده ودر عين أيام نشاط دورهء عمر شريف خود ، آن كتاب را تأليف كرده است ، ولى چرا آن همه مسامحه روا داشته وبه تحقيق نپرداخته وغير از جمع شواذ واخبار آحاد كه در گوشه وكنار كتب مانده بوده است آن‌ها را برحسب مذاق خويشتن گرد آورده وغير از صدمه ولطمه به عالم اسلام فايده‌اى از آن كتاب عائد به عالم ديانت نشده است ؟ در صورتي كه در حال بحبوحه كمال ودرستى هوش وعقل نسبت به دورهء زندگانى أيام وحيات خود نوشته است وغير از ننگ به عالم شيعه با تأليف -